« درباره‌ی نامزدی خاتمی | صفحه‌ی اصلی | در خدمت و خيانتِ خاتمی »

چهارشنبه ۳۰ بهمن ۸۷::February 18, 2009

آنچه از خاتمی می خواهم!

(نقل از وبلاگ «به دنبال چراغی»)

مشکل ایران اقتصادی نیست. دغدغه اصلی،  واقعی و به حق مردم اما به گمانم اقتصادی است. اقتصادی ترین شعارها در انتخابات ۸۴ متعلق بود به کروبی و از آن بیشتر احمدی نژاد! آوردن نفت بر سر سفره،  ارزانی همه چیز و…همه و همه حرفهای همیشگی احمدی نژاد بود و اطرافیانش. کاری به این ندارم که به محض رای آوردن، حرفها همه برگشت به سمت حل مشکلات جهان،  اسرائیل و هلوکاست …!
تاکید می کنم مشکل اصلی مردم این روزها اقتصادی است.  راه حل این مشکل اما اقتصادی نیست.  گواه این ادعا نفت ۱۵۰ دلاری است و آنچه در دوره احمدی نژاد گذشته است.  حتی اگر رو به رو شویم با نفت ۵۰۰ دلاری باز هم گرهی از کارها باز نمی شود.  این را دولت احمدی نژاد ثابت کرده است.

خیلی ها می گویند حالا که خاتمی آمده با وجود مشکلات گسترده اقتصادی مردم باید دست بگذارد بر همین مشکلات و راه حلهای مشخص اقتصادی بدهد.به نظرم حرف درستی نیست.  خاتمی باید نشان دهد تفاوتی را که با دیگران دارد نه آنکه کاری را انجام دهد که دیگران!  خاتمی هر حرفی درباره اقتصاد بگوید طرف مقابل گنده ترش را خواهد گفت.  طرف مقابلی که اساسا حد و مرزی برای خلاف واقع گفتن نمی شناسد. خاتمی اگر بخواهد دروغ بگوید تمام صورتش سرخ و سفید می شود و دست آخر همه می فهمند. درست و حسابی دروغ گفتن بلد نیست.  خاتمی نمی تواند وعده ای بدهد که خود می داند عملی نیست!

پایگاه اجتماعی خاتمی طبقه متوسط به بالاست، جوانان و زنان . این به معنای نادیده گرفتن طبقات پایین نیست. اما آنچه باعث می شود طبقات پایین نقطه تمرکز خاتمی نباشند حرفهای رقبای خاتمی خواهد بود. درست یا غلط آراء بیشتری از طبقات پایین به سمت کسی گسیل خواهد شد که شعارهای ساده اقتصادی بدهد.  حتی اگر عوامفریبانه باشند و امکان تحقق نداشته باشند.رقیب خاتمی بدون شک  رقبای خاتمی نخواهند بود. آراء رقبای خاتمی را اگر در نظر بگیری مجموعا می شود همان آرائی که دور اول انتخابات گذشته به احمدی نژاد داده شد. حالا با کم و زیاد!…رقیب اصلی خاتمی کسانی هستند که رای نمی دهند.  خاتمی اگر می خواهد موفق باشد بایستی بتواند آراء خاموش را به خود جلب کند. اگر بتواند،برنده قطعی خواهد بود و به هر میزان که ناکام باشد امکان موفقیتش کاهش می یابد. به ویژه که در صورت نزدیک بودن آراء امکان حضور نیروهای غیبی هم خواهد بود.

خاتمی برای آنکه آراء خاموش را به خود جلب کند بهتر است به هر آنچه خود در دوره گذشته گفته پاسخ دهد. خاتمی باید پاسخ دهد اگر نگذاشتند کار کند چه نهادها یا افرادی بوده اند؟ انتخابات مجلس هفتم که به آن وضع درآمد خاتمی گفت انتخابات را برگزار نخواهد کرد اما دست آخر برگزار کرد.  خاتمی باید بگوید خط قرمزش کجاست؟ خواه نا خواه باید قبول کرد بخش قدرتمندی از حاکمیت رابطه خوبی با خاتمی ندارند و میلشان به خاتمی نیست.  خاتمی باید پاسخ دهد چگونه می خواهد این بخش از حاکمیت را مجاب کند؟ چگونه با وجود موانع راه خود را پیش خواهد برد. برای حل این مشکلات خاتمی باید در قامت یک سیاستمدار ظاهر شود.  با شرح و بسط اندیشه و فلسفه کاری پیش نخواهد برد. اگر خاتمی در دوره قبل گفت “۴۰ درصد اقتصاد دست دولت نیست ” باید بگوید چه می خواهد بکند با این ۴۰ درصد؟ با انحصارها چه خواهد کرد و ابزارش برای مقابله چه خواهد بود؟اگر عده ای رئیس جمهور را “تدارکاتچی” می خواهند خاتمی چه خواهد کرد برای دفع چنین خواسته‌هایی!

با وجود ضعیف بودن طبقه متوسط در ایران اما به هرحال بخشی از مردم را می توان در این طبقه جای داد.  دغدغه طبقه متوسط صرفا اقتصادی نیست.  اما باید پذیرفت که بخش مهمی از خواست مردم حتی طبقه متوسط توسعه و پیشرفت اقتصادی است. برای رفع چنین دغدغه ای خاتمی هرگز نباید از مفاهیم مورد تاکید گذشته اش دست بردارد.  اما بایستی مفاهیم “دموکراسی”، ”آزادی”، ”حقوق شهروندی”، “جامعه مدنی “،”عدالت” و…را به زبان اقتصادی مفهوم سازی کند.  باید نشان دهد چگونه این مفاهیم می توانند نتیجه اقتصادی داشته باشند و سبب “توسعه ”.  خاتمی باید برای مردم به صورت ملموس نتیجه اقتصادی این مفاهیم را نشان دهد. این تفاوت خاتمی با دیگری است. راه حل مشکل اقتصادی ایران اگر اقتصادی بود باید با وجود حاکمیت یکدست و نفت ۱۵۰ دلاری در دوره فعلی اوضاع بهتر از این می شد که نشده! مشکل مردم اگر اقتصادی است راه حل آن اما اقتصادی نیست.  این را خاتمی باید به مردم بگوید.

***

خاتمی تو در چارچوب شعارهای دروغ و عوامفریب اقتصادی نمان.  تو حامل پیام یکصد سال مبارزه این مردم باش.  امانتدار انقلاب این مردم باش.  انقلابی که اینک اگر می خواهند بهتر بودنش نسبت به قبل از آن را نشان دهند صرفا به آمار اقتصادی نشانش می دهند.  انقلاب این مردم اقتصادی نبود. برای آب و نان نبود.  چه شد شعارهای زمانه انقلاب.  و از آن عقب تر مشروطه و نهضت ملی!  چه شد؟ نشان بده که چگونه می توان از پایگاه دین از آزادی و دموکراسی دفاع کرد و چگونه اینها می توانند باعث کارآمدی شوند!  باعث امید!و حتی نتیجه اقتصادی!…در آغاز دهه چهارم انقلاب ۵۷ هر چه بهمان آمار دادند همه اقتصادی بود.  تو اما بر آرمان انقلاب این مردم بمان!

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4971

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats