« کدام ما؟ | صفحه‌ی اصلی | خاتمی و آفت کلی‌گويی »

سه شنبه ۶ اسفند ۸۷::February 24, 2009

آقای خاتمی با دغدغه، کشور به سامان نمی شود

(نقل از بر ساحل سلامت)

یکی از ویژگی های احمدی نژاد استفاده از تمام ظرفیت ریاست جمهوری بود. شاید تاییدات و عدم دست اندازی در مقایسه با ریاست جمهوری پیشین مهمترین عامل این ظرفیت سازی ها بوده باشد. اما ماجرا این است که نشان داده که کارهایی را می شود انجام داد.اما متاسفانه یکی از باورداشته  های غلط اصلاح طلبانه و حتی موجود در گفتمان خاتمی تکیه بر این ناتوانی هاست. خاتمی اصرار دارد که روش تبلیغی اش این باشد که به مردم و دیگران بباوراند که قطاری از ریل خارج شده و ادامه مسیرش بسیار نامعلوم است. ممکن است با این اوضاع  در اینده ای نزدیک نه از دین بماند، نه از اخلاق و نه از ایران. حال تمام وظیفه، بازگرداندن قطار به این ریل است. خاتمی باور کرده است که اگر کاری قرار است انجام شود بعد از این است که بحران خروج از ریل را از سر بگذرانیم.

puzzle_lock

از سوی دیگر بخشی از اصلاح طلبان و در راس آنها جناب آقای خاتمی اعتقاد دارد که برنامه در داخل کشور توسط جمعی کارشناسی می شود، آمارگیری می شود، رهبری تایید می کند و آن را ابلاغ می کند. این ابلاغ شده هاست که باید به انجام برسد. اقای خاتمی نقش رییس جمهور را در امور برنامه ده تا پانزده درصد می داند ودادن کتابچه ای مدون و برنامه وار را تنها ایجاد کننده توقع می داند و بی فایده.  او از یک platform اصلاح طلبی یاد می کند.

اقای خاتمی نگران شده است. نگران برداشت هایی که از تفکرش می شود. نگران این است که او را در مقابل انقلاب و دین و ارزش ها بدانند. اعتقاد دارد که جامعه مدنی همانی است که در مدینه النبی بوده ست. تلفیقی از اخلاق سنت مدارانه شرقی با دموکراسی غربی را می خواهد و دیکتاتوری و بی اخلاقی را نمی پسندد.

اما  در جواب، درست است که بحران است و ادامه این روند پیامدهای ناخوشایندی برای مملکت وجود دارد. درست است که قطار از ریل خارج شده است. بازگرداندن به ریل برنامه می خواهد. حالا شما اسمش را هرچه خواستی بگذار. اینگونه نیست که با رفتن یکی و آمدن دیگری همه چیز به روی ریل بازگردد. درست است که خودش اذعان می کند اگر ظهور هم اتفاق بیافتد بازهم ما سال اینده افزایش تورم داریم. درست است که اعتقاد دارد که برخی اعمال انجام شده  و خرابی های به بار آمده در این چهار سال اثراتی بلند مدت دارد. اما مسئله اینجاست که حالا چگونه می توان برای این قطار تنها با تغییر راننده آن آرزوی بازگشت به ریل را کرد؟  باید استراتژی داشت برای این حرکت.

آقای خاتمی باید بپذیرد که عده زیادی برنامه او را می خواهند، حتی اگر با شاخصه های هویتی او در هشت سال گذشته آشنا باشند. اتفاقا برای این باید برنامه داشت که نشان دهد تفاوت هایی با آن هشت سال بوجود آمده و رییس جمهور دیگر نقش تدارکاتچی ندارد. برنامه یا پلتفرم و یا هر عنوان دیگری که نام می گذارندش، باید رئوس چشم اندازها، اهداف و استراتژی ها برای رسیدن به مهمترین خواسته های اصلاح طلبانه باشد. اگر این مهمترین خواسته ها را ندانیم و مدون نکنیم، قرار است مر دم به چه چیزی رای بدهند؟

اقای خاتمی به درستی نگران است. نگران تندروی ها، نگران عبور کردن ها. خاتمی باید نگران باشد و اصول خود را مطرح کند. خواه اصلاح طلبان بپذیرند و خواه نپذیرند. اما باید آنچه قرار است خط قرمز خاتمی باشد مشخص شود. خاتمی باید معلوم کند که اگر قرار است کوتاه بیاید تا تنش نشود، در کجاهاست. اینها را باید اعلام علنی کنند تا تکلیفمان با او روشن شود. حتی اگر به او رای می دهیم بدانیم که به چه طرز تفکری رای داده ایم. بدانیم که از خاتمی باید چه بخواهیم. حداقلش این است که در چارچوب توانایی ها و ادعاهایش از او می خواهیم. آقای خاتمی رایش را باید از توده بگیرد. باید به مبانی اشاره کند. باید از گذشته درس بگیرد ، اما عناصر اصلی اصلاح را در جامعه فراموش نکند. نباید فراموش کند دموکراسی را. نباید فراموش کند شفافیت و آزاد سازی اطلاعاتی را. خاتمی نباید درباره معیشت مردم دچار فراموشی شود. خاتمی باید فضای روزمره وبی تفاوت جامعه ایرانی را بشناسد. خاتمی باید که ذره ای از اطرافیانش ایده بگیرد و نقدهایشان را بپذیرد. وقتی تمام جماعت اطرافیانش نقد چیزی را برایش می کنند ، نباید به جد در انجام دادن آن اصرار کند.

خاتمی باید مخاطبینش و پایگاهش را مشخص کند. درست است روشنفکران به تازگی کم تاثیرند و کم تعداد. اما نباید فراموششان کرد که مایه اعتلای فرهنگی جامعه ای می توانند باشند. اما نکته جالب اینجاست که گویی این چهار سال بجای پیدایش گفتمان جدید و استراتژی های جدیدتر در میان اصلاح طلبان، بیشتر گرته برداری از ادبیات و روش جناح رقیب به دست امده است. از بین رفتن و کمرنگ شدن هویت های اصلاح طلبانه، بجای بومی و واقعی کردن آنها، حذف روشنفکران و نخبگان از عرصه عمل سیاسی، واگذار کردن تمام برنامه ها به نهادهای بالاتر و … . به نظر می رسد خاتمی تنها گوشه چشمش به رایی است که قرار است جمع شود. نگاه بلند مدت تری می خواهد راضی کردن نخبگان و روشنفکران و همراه کردن آنان.

خلاصه اینکه فعلا گویا خاتمی تنها دغدغه دارد و نه استراتژی . باید  که بسیار تلاش کرد که برنامه هایی در راستای قانون و برنامه های پیشین داشت. قرار نیست شق القمری هم اتفاق بیافند.

مطالب مرتبط

چرا خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم؟

خاتمی ِ۸۸ با دستانی پر از پاسخ بیاید!

تحریم کنندگان دیروز، استقبال کنندگان از احمدی نژاد ِ امروز

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5010

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats