« می‌شود به خاتمی یا موسوی رأی داد، اما با شرط‌ُها و شروط‌ِها | صفحه‌ی اصلی | حکايت فلسفه و اجرا »

سه شنبه ۶ اسفند ۸۷::February 24, 2009

خاتمی یا احمدی نژاد، مسئله این نیست، وسوسه این است.

(نقل از وبلاگ زنانه‌ها)
باز خاتمی به میدان برگشت. و تب جدیدی در وبلاگشهر افتاد. تب اینکه : بااینکه ـ میدانیم ـ فرق ـ چندانی ـ ندارد ـ ولی باز هم ـ سگ زرد ـ بهتر از ـ شغال ـ است.

وبلاگشهر آینه ای بر جامعه ی ماست و آنچه در جامعه اتفاق می افتد گاه به شکل آگراندیسمان شده در وبلاگشهر منعکس میشود.
امروز وبلاگ زیتون را میخواندم و دیدم که شروع کرده است شرط و شروط گذاشتن برای رای دادن به خاتمی.

به خودم گفتم (و برایش در کامنت ها هم نوشتم ) که معنی این شرط و شروط ها چیست ؟ چه ضمانتی بر اجرای این شرطها در بعد از انتخاب شدن وجود دارد وقتی که دیدیم که خاتمی در دوره های قبلی به قول های خودش هم وفا نکرد.
واقعیت این است که انتخاب احمدی نژاد نشان  مایوس شدن مردم از قول های تو خالی اصلاحطلبان بود و نه عشق مردم به جمال بی نظیر حاجی محمود.

خوب وقتی که اینها قول های خودشان را آب زرشک میپندارند ، به شرط و شروطهایی که با وبلاگنویسان بسته اند وفا میکنند ؟ یعنی اینقدر خنگولک هستیم ؟

مگر ندیدیم که در دوره ی قبل خاتمی قبل از انتخاب قول داد که زنی در کابینه داشته باشد و بعد از انتخاب تنها  انگشتی را بالا گرفت و به رای دهندگان حواله کرد که :  زن در کابینه ؟ خیال کردید اینجا سوئد است ؟ 
قولهای دیگر خودش را عمل کرد که برایش شرط میگذاریم و انتظار داریم عمل کند ؟ 

اما ما به چه سلاحی در مقابل خاتمی مسلح هستیم ؟ آلترناتیومان چیست ؟ تهدیدش میکنیم که  به این شرط بهت رای میدهیم وگرنه میرویم و به آبراهام لینکلن رای میدهیم ؟

فکر میکنید خود خاتمی و اصلاح طلبان نمیدانند که آلترناتیوی در اختیار این مردم نیست ؟
فکر میکنید دانستن این مسئله موجب میشود که دلشان به حال مردم بسوزد و به شرط و شروط ها عمل کنند ؟
در ایران که این فرهنک رایج است که  هر بقالی فکر میکند رئیس جمهور است و مردم همه نوکر پدر  او هستند و باید یک ساعت مجیزش را بگویند تا یک قوطی تاید در اختیارشان بگذارد  ، خیال میکنید یک نفر که به رئیس جمهوری انتخاب میشود هرگز به مخیله اش خطور میکند که این اوست که خدمتگذار مردم است و نه بر عکس ؟ و این اوست که قرار است برای منافع مردم کار کند و نه مردم برای او ؟ 

بیاییم و واقعیات را نگاه کنیم :

خاتمی مدافع تمامیت جمهوری اسلامی است. نه مایل به سرنگونی این رژیم است و نه مخالف ولایت فقیه . وقتی به خاتمی رای میدهیم به یکی از همین رژیم جمهوری اسلامی رای میدهیم و نه به فردی که نیازهای مردم را در اولیت  قرار میدهد.
خاتمی یک دمکرات و یک آزادیخواه نیست، نه به آزادی های فردی معتقد است و نه به آزادی های اجتماعی . اگر غیر از این فکر کنیم کلاهمان پس معرکه است.
دوران خاتمی قدری بهتر بود ، مردم یکی یکی و دو تا دوتا سرکوب میشدند نه خروار خروار.
دانشجویان یکی یکی و دو تا دوتا از طبقه ی سوم روی آسفالت خیابان ارشاد میشدند و نه اینکه کرور کرور  با لگد به پشت ماشین ها انداخته شوند و کسی هم از احوالشان خبری نداشته باشد.
زنان یکی یکی و دو تا دوتا دستگیر میشدند و نه 20 تا 20 تا .
زنان اکتیویست  حکم میگرفتند ولی اجرا نمیشد. نه به این دلیل که به حقوق زنان احترام میگذاشتند ، نه. احتمالا به این دلیل که ایشان را ضعیفه میدانستند و فکر میکردند که زندان جای مردان است.
زندانیان اعتصاب غذا میکردند و تا پای مرگ هم میرفتند  ولی چندان مجبور به خود کشی نمیشدند. 
روزنامه ها یکی یکی بسته میشدند و نه چند تا چند تا.  

پس بر همه ی ما وبلاگ نویسان عزیز و ارجمند واضح و مبرهن است که دوران خاتمی قدری از دوران احمدی نزاد کمتر بد  بود.
اگر این برای کسی کافیست که برود و به خاتمی رای بدهد ، خوب بگذارید رای اش را بدهد ، دیگر چرا خرش را میگیرید که مثل زیتونک بیاید و خودش را توجیه کند که من شرط میزارم و رای میدهم ؟ 
جمهوری اسلامی به هیچ نوع آزادی ای اعتقاد ندارد ، من و تو که میگوییم مدافع آزادی های فردی هستیم ، آزادی رای دادن را نیز به رسمیت بشناسیم و از مردم نخواهیم هزار تا آسمان و ریسمان ببافند تا بتوانند عمل خود را توجیه کنند.
احمدی نژاد نشان داد که سگ زرد کمی بهتر از شغال است. و اگر کسی میخواهد این انتخاب را بکند ، خوب چه کارش دارید آخر ؟
نکند برنامه ی انقلابی در دست دارید که مرا بی خبر گذاشتید ؟ ها ؟
مثلا دفعه ی دیگر که میخواهید بروید دیدن مامان اینا میان رفتن به خانه ی عمه جان و دیدار خاله خانم اینا یک دو ساعت بیکاریتان را با یک عمل انقلابی تعویض رژیم پر میکنید و بعد شام را در خانه ی خاله خانم صرف میکنید ؟

حقیقت این است که ایران کشوری در دنیای موجود است و حق مردم اوست که در شرایطی که مناسب انسان قرن 21 است زندگی کند و از حقوق انسان قرن 21 برخوردار باشد و کسی به او امر و نهی نکند و کسی حق نداشته باشد به حریم خصوصی ـ و حتی عمومی او ـ دست درازی کند. حقیقت این است که انسان ایرانی نباید فرقی با انسان اروپایی داشته باشد و حقوقش و انسانیتش نباید هر روز و هر ساعت زیر پای گذاشته شود . حقیقت این است که حق انسان ایرانی بیش از آن است که انتخابش به خاتمی و احمدی نژاد خلاصه شود.  
 ولی واقعیت چیزی غیر از حقیقت است، واقعیت  همین است که هست . این که رژیم موجود در ایران رژیم جمهوری اسلامی است و هر قدر هم که ما بر سر در وبلاگهایمان بنویسیم " کار اینا تمامه " و " اینها رفتنی هستند "  اینها باورشان نمیشود و چمدانهایشان را نمی بندند.

بر مردم سخت نگیریم. اگر کسی معتقد بود که بد از بدتر قدری کمتر بد است ، به انتخابش احترام بگذاریم.
واقع بین باشیم ... چه کار میتوانیم بکنیم ؟ چه کار کرده ایم ؟ چه کار خواهیم کرد ؟

حالا هی بنشینیم و در وبلاگهایمان بنویسیم که انقلاب در راه است و با رای دادن به خاتمی سوپاپ اطمینانی بر دیگ بخاری میگذاریم که اگر نباشد میترکد ؟ بابا  خبری نیست.

همین است که داریم ، همین است که هست. و خاتمی قدری کمتر از احمدی نزاد بد است ، و فعلا انتخابی که داریم ا بر سر همین دو است. پس نه خودمان  و نه کسانی که رای میدهند را با حرفهای تو خالی آزار ندهیم.

تمام کسانی که رای میدهند هم خاتمی را تجربه کرده اند ، حافظه ی تاریخی و جغرافیایی و علوم طبیعی شان هم بهتر از من و شما کار میکند و عقلشان هم پاره سنگ بر نمیدارد و مریض و دیوانه هم نیستند و احتیاج به ارشاد های انقلابی من و شما هم ندارند و میدانند که دوران خاتمی ، قدری کمتر از دوران  احمدی نژاد بد بود ولی بزاعت ایشان بیش از این نیست ، بیش از این حق ندارند. شما اگر دارید بروید و کارستان کنید. ایشان نمیتوانند

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5015

نظرها

مهشید جان
شرط و شروط گذاشتن من برای این بود کمی اصلاح‌طلبها رو از خواب ناز بیدار کنم. و فکر نکنن ما خریم و نمی‌فهمیم که اینا فقط یه ذره از راست‌ها بهترن...
گفته بودن اصلاح‌طلب‌ها این نوشته‌ها رو می‌خونن... من برای اون‌ها اینا رو نوشتم نه خودمون.
-----
نمی‌دونم جناب آقای داریوش محمدپور اجازه می‌دن این کامنت ثبت بشه یا نه.
چون همیشه به بنده مرحمت دارن و نوشته‌های همه رو می‌ذارن تو وبلاگ جمعی جز نوشته‌ی بنده‌ی کمترین رو.
شاید چون به اسب اصلاح‌طلب‌ها گفتم یابو:)
آره داریوش خان؟:)
***********************


زيتون عزيز،
من به جز وبلاگ نوشتن و سر زدن به بخش نظرها و ای‌ميل‌های اين وبلاگ خاص، هم کار می‌کنم و هم دانشجوی دکتری‌ام. انصاف بدهيد که اين‌جور کارها وقت می‌برد. لينک‌ها را هم من هميشه با هم نمی‌بينم. طبيعی است که در انتشار اين‌ها فاصله می‌افتد.

د. م.

آقای محمدپور سلام
می‌دونم شما خیلی گرفتارید. امیدوارم در درس و کار و همینطور وبلاگستان موفق باشید.
ببخشید، یه خورده آزرده خاطر شده بودم. آخه خوب شماخودتون داوطلبانه مسئول این وبلاگ شده بودید و تعدادی هم داوطلب شده بودند در مورد خاتمی بنویسن. از اول هم با خانم توحیدلو قرار بر این بود که حتما نباید نوشته تعریفی باشه.
من فکر کردم چون نوشته‌های من بار انتقادی داره مورد لطف قرار نگرفته.
موارد دیگری هم باعث قوت گرفتن این فکر من بود. مواردی مثل وبلاگی که برای آزادی حسین درخشان تهیه کردن. شاید من جزءاولین کسایی بودم که به جای فحش خواستار آزادی او و نوشتن بلاگرها در مورد او شده بودم. خیلی ها به دعوت من نوشتن ولی لینک همه رو گذاشتن جز من. و چند مورد دیگر که دیگه جاش اینجا نیست.
از شما متشکرم که نوشته‌مو گذاشتین. ممنون

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats