« يک روز صبح | صفحه‌ی اصلی | بازگشت خاتمی -۱ »

دوشنبه ۲۸ بهمن ۸۷::February 16, 2009

عبور از خاتمی!

يکی از پيش‌فرض‌های جدی من برای حمايت از نامزدی خاتمی، عبور از خاتمی است. تعجب نکنيد. من در موضع‌ام بسيار جدی هستم. چرا عبور از خاتمی؟ به اين دليل: در دهه‌های اخير و به ويژه در سطح رهبران سياسی، يکی از مشکلات ذهنی ما ايرانيان اين بوده است که همگی تلاش کرده‌ايم مشعلی را به دست يک نفر بسپاريم و آن يک نفر را خلاصه و گزيده‌ی همه‌ی آرمان‌های‌مان بدانيم و بعد هم ناگهان آن تب فروکش می‌کند و همه چيز را از خودِ آن شخص می‌طلبيم. اين يعنی خزيدنِ آرام و بی‌صدای کاريزما ساختن از خاتمی. مقصودم را از کاريزما هم روشن می‌کنم. وقتی رهبری سياسی تبديلی به شخصيتی کاريزماتيک و فرهمند شود، بدون شک راه پاره‌ای از نقدها بر او بسته می‌شود. اگر قرار باشد رهبری سياسی ديناميک و پويا باشد، بايد سودای کاريزما ساختن از رهبر سياسی را از سر بيرون کنيم. محمد خاتمی قرار نيست پير، مراد، مرشد، پدر و پيشوای معنوی و دستگير باطنی کسی باشد. جايگاهِ او اين نيست. او قرار است يک رهبر سياسی باشد که با موازين اخلاقی، با صداقت و کفايت و تدبير مشکلات دولت و ملت ما را (حداقل بعضی از مشکلات را) حل کند. اگر فهم ما از جايگاه و مقام رهبر سياسی و در اين مورد خاص رييس جمهور فهمی باشد نامنطبق بر واقعيت، آرمان‌خواهانه يا خيال‌بافانه،‌ از همان ابتدا شکست خورده‌ايم!

در نتيجه، ما بايد از شخص خاتمی عبور کنيم. خاتمی نمادِ يک آرمان است. ما در پی ويژگی‌هايی برای يک رييس جمهور می‌گرديم که شايد خاتمی شمار زيادی از اين ويژگی‌ها را داشته باشد – شايد هم نه. اما اين نکته را از ياد نبايد برد که خاتمی يک گزينه است در ميان بقيه‌‌ی گزينه‌های موجود و نگاهی به ساير گزينه‌های  موجود، ناگزير ما را به تأمل فرو می‌برد. نمی‌توان به آسانی خاتمی را تنها به خاطر کارنامه‌ی هشت ساله‌ای که به باور بعضی، سرشار از شکست و ناکامی بوده است، فروتر از کسانی قرار داد که ناکامی‌شان صدها برابر عظيم‌تر از او بوده است. با اين‌ حال، مغز سخن بنده اين‌ها نيست.

عبور از خاتمی به اين معنا نيست که خاتمی چهر‌ه‌ای محبوب نيست يا نبايد باشد. عبور از خاتمی به معنايی که من می‌گويم يعنی اين‌که اگر ما به خاتمی اعتماد می‌کنيم، اين اعتماد مشروط است و مقيد. خاتمی اگر عهد و پيمان بشکند يا بدون توضيح و توجیهی محکم، از تکليف‌اش شانه خالی کند، آماج نقد جدی‌تر و سنگين‌تر ما خواهد بود. اما آن سوی ماجرا می‌گويد که رهبری با کفايت، صادق، اخلاقی و مدبر، می‌تواند اميدوار باشد که رأی‌دهندگان‌اش در نامنتظرترين لحظات، پشت‌اش را خالی نمی‌کنند. خاتمی، بايد نمادِ يک جريان و يک خواست باشد. شخصِ خاتمی، چندان مهم نيست که آرمان‌هايی که او می‌تواند نماينده‌اش باشد. البته شخص خاتمی و دستيافت‌های او، محبوبيت‌اش، زبان و ادبيات‌اش و تاريخِ زندگی او برای تصميم‌گيری عده‌ای عامل مهمی است. اما بايد هشيار باشيم که به دام بت ساختن از خاتمی نيفتيم. انسان به طور طبيعی خواستار آرامش روانی و آسايش فکری است. همواره بر لبه‌ی نقد حرکت کردن و چشمی تيزبين برای سنجش داشتن، برای هر صاحبِ خردی کاری است طاقت‌فرسا. در سياست اين تکليف دشوار، بسيار واجب است.

ما سال‌ها پيش بايد به اين نتيجه می‌رسيديم که در توقعات‌مان از خاتمی (به هر نوعی) واقع‌بين‌تر باشيم. اين سخن البته هيچ يک از قصورهای او را توجيه نمی‌کند (و بله، «همه‌»ی سياست‌مداران قصور می‌کنند؛ دشمنان و مخالفان خاتمی بشکن نزنند!). امروز وقت آن رسيده است که در ارزيابی‌مان از شخصيتِ رييس جمهور آينده، حساس‌تر باشيم و موشکاف‌تر. نسلِ سياسی‌انديش اين دوره، بايد پخته‌تر و پاسخگوتر از نسل‌های قبلی باشد. هميشه اين رييس جمهور منتخب نيست که بايد پاسخگو باشد. ما هم امروز بايد بتوانيم، در حد و اندازه‌ی خودمان، پاسخگو باشيم. پاسخ طلبيدن از رييس جمهور آينده هم به موقع خواهد آمد!

آن‌چه نوشتم به اين معنا نيست که بايد خاتمی را در فضايی سرد و غيرهمدلانه يا خصمانه رها کرد. معنای‌اش اين نيست که خاتمی را بايد تنها گذاشت. مضمونِ سخن من خيلی ساده است: بايد فاصله‌ی ميان رهبر (مقصودم از رهبر، مطلقِ «ليدر» است؛ با رهبر به معنای فقط آقای خامنه‌ای اشتباه نشود!) و کسانی که رهبری می‌شوند کمتر شود (ما از روزگار مدرن و جهان مدرن حرف می‌زنيم)؛ لايه‌های مختلفی که ميان او و ملت حايل می‌شوند بايد به تدريج برداشته شوند. در مجالی ديگر، سعی می‌کنم بيشتر درباره‌اش بنويسم. اين قسط دوم را داشته باشيد تا بعد.

(نقل از ملکوت)

مطالب مرتبط

ادامه‌ی حياتِ چرخه‌ی خشونت

طعم تلخ واقعيت، چاه بيژن انتخابات

خاتمی نامه:‌ اختيارِ ميانه‌روی

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4959

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats