« به خاتمی امیدوار نیستم اما به او رای می دهم | صفحه‌ی اصلی | خطاهایی که حامیان خاتمی نباید مرتکب شوند »

دوشنبه ۲۸ بهمن ۸۷::February 16, 2009

تحریم کنندگان دیروز، استقبال کنندگان از احمدی نژاد ِ امروز

ماجرای انتخابات و نگاه کردن به خط سیر حرف ها و دیدگاه افراد برایم جالب است و درس آموز. شک ندارم که در طول زمان و با توجه به اتفاقاتی که رخ می دهد، افراد می توانند نظرشان را تغییر دهند. قدرت هرگونه تغییر و یا اصلاح مسیر چیزی است که از دست هرکسی بر نمی آید و اتفاقا ارزشمند است. اما زمان هایی هست که می بینی برخی حرکتی زیگزاگ وار می کنند و همسویی با قدرت و باد موافق را معیار می گیرند. حتی زمانهایی هست که عده ای تغییر مسیر می دهند  در ظاهر، ولی باطن ماجرا همان خواست محقق نشده ایست که قرار است به گونه ای دیگر محقق گردد.

انتخابات هم عرصه دستیابی به قدرت است. اگر قدرت همچنان یکی از مهمترین پارامترهای رفتاری ما در عرصه اجتماعی و سیاسی باشد، انتخابات برهنه ترین ِ این عرصه هاست. مسابقه ای شفاف و علنی برای دستیابی به آن. مسابقه ای که سوت آغاز و پایانش را هرکس به فراخور زمان و شرایطش به صدا در می آورد.

انتخابات ریاست جمهوری از مهمترین گزینش های مردمی است که همیشه زمان زیادی را برای خود اختصاص می دهد. آمدن و نیامدن یک فرد در جامعه ای که حزب هنوز کارکرد ندارد و نهادهای خرد و ریز هم به سختی نفس می کشند، به شدت بر آینده و تعاملات جامعه  تاثیر گذار است. آنقدر هست که آمدن افراد در نظام سی ساله ما باعث بوجود آمدن دوره های خاص شده است. جنگ، سازندگی ، اصلاحات یا اصولگرایی که هریک نمایندگان خود را در این کرسی یافته اند. به فراخور همین امر در زمان انتخابات افراد زیادی با دغدغه های بسیار در کنار افراد مختلف جمع می شوند برای عرضه کردن فکر خود، که این هم طبیعی است.

Human puzzle

اما ماجرای انتخابات اینبار ریاست جمهوری در ایران کمی پیچیده شده است. یک گروهی که تا دیروز رسما بر طبل تحریم می زدند، اینبار به صحنه آمده اند. دستشان درد نکند که روش دموکراتیک بازی کردن را انتخاب کرده اند. اما گزینه های انتخابی ایشان علیرغم ارزشمندی و احترام فراوان به شانشان، گزینه هایی هستند که دو طرف ماجرا از رییس جمهور نشدنشان مطمئنند. یا وضعیت قانونی انتخابات، یا صافی قابل نقدی چون شورای نگهبان و حتی تصور رای آوری آن فرد در مقابل دیگران ، احتمال ماندن و رای آوردن برخی را نزدیک به صفر می کند. دوستان تحریمی دیروز، امروز بسیار سعی می کنند گزینه های نزدیک تر به صفر را انتخاب کنند. یکی نمی شود دنبال آن دیگری می روند. یک روز عبداله نوری بود . چون خاتمی امد حضور نوری معلق شد، پس باید دنبال کروبی رفت. اگر کرباسچی هم بیاید که بسیار خوب است. و این در شرایطی است که اگر قرار به انتخاب گزینه اصلاح طلبانه است ، در فضایی که بدون شک انتخابات دو قطبی می شود، تنها خاتمی است که شانس رقابت دارد و لاغیر. شاید اگر در گذشته کار می شد، این بازی تغییر می کرد. اما واقعیت امروز این است و اتفاقا این دوستان به خوبی بر این واقعیت واقفند.

دوستانی که دیروز بر طبل تحریم می کوفتند تا ساختار جامعه ایران یکپارچه شود، تا به قول خودشان تکلیف نظام یکسره گردد، تا دیگر این شکاف های سیاسی عامل ماندگاری نباشد، امروز هنوز بر همان یکپارچه شدن تاکید دارند. هنوز وقتی حرف می زنی، ته دلشان آمدن احمدی نژاد را برای این هدف مهم می دانند، اما اینبار روش دیگری برگزیده اند. این روزها اصلاح طلبان بسیاری پنهان نمی کنند که بهتر است که ساختار قدرت یکدست شود و تکلیف مشخص. بسیارند کسانیکه بر طبل خروج از ساختار می زنند و بهانه  این انتخابشان را فعلا کاری ندارم.

این روزها زیاد می شنویم کسانی که می گویند اگر قرار بود خاتمی بیاید همان بهتر که چهارسال دیگر باشد تا تکلیف این گروه یکسره شده باشد. انتظار دارند خاتمی ِ ۷۰ ساله بیایدو معجزه کند؟ فراموش کرده اند که فرایند توسعه به محض انقطاع دچار عقبگرد خواهد شد؟

من نمی فهمم تصویر ایشان را از فروپاشی جامعه. شکاف حاکمیت و ملت را می فهمم. از بین رفتن اختلافات سیاسی و حذف نگاه سیاسی را می فهمم. پیدایش فاشیسم و حتی دیکتاتوری را در این شرایط می فهمم. اما نمی توانم فروپاشی، از بین رفتن استقلال و هرگونه تغییر و تحولات ساختاری عمده در جامعه را در کوتاه مدت تصور کنم. نه تنها نمی توانم ، که نمی خواهم هیچگاه به آن فکر نمایم. هرگونه انقلاب، جنگ و استثمار، خرابی ها و نتایج ناگواری برای مردم و آبادانی این کشور دارد. آدم ها و سران که عمرشان کوتاه است و می آیند و می روند. نام ایران است که می ماند. بخاطر لج بازی با یک نفر و یک جناج راضی به نابودی سرزمین شدن ،حتی از سر نااگاهی نابخشودنی است. آرامش و ثبات می خواهد این گربه وطن.  آزادی و صلاح می خواهد این خاک تفتیده. برای آن بکوشیم و بستیزیم .

(نقل از بر ساحل سلامت)

مطالب مرتبط

چرا خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم؟

آقای خاتمی با دغدغه، کشور به سامان نمی شود

خاتمی ِ۸۸ با دستانی پر از پاسخ بیاید!

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4965

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats