« بازگشتِ خاتمی - ۵ | صفحه‌ی اصلی | بازگشت خاتمی- ۶- اصلاح‌طلبی و روشنفکری دینی »

سه شنبه ۱۳ اسفند ۸۷::March 3, 2009

خاک - برای فراخوان وبلاگی

(نقل از وبلاگ پله برقی)
تعدادی از وبلاگ‌نویسان فراخوان به نوشتن در باره انتخابات کرده‌اند. گرچه من در این باره نوشته‌ام و باز هم خواهم نوشت، اما نوشته امروز را به‌خاطر این فراخوان که در وبلاگ آق بهمن دیدم، می نویسم.

دکتر قاضیان در مطلبی در باره انتخابات از سه کاندیدایی که رسماً وارد مبارزه انتخاباتی شده‌اند، به عنوان "خاک" (خاتمی، احمدی‌نژاد و کروبی) یاد کرده و گفته‌اند باید ببینیم که چه خاکی برسر بریزیم (البته ایشان نوشته‌اند که دکتر سروش اولین بار این اصطلاح را استفاده کرده است). گرچه تقریباً مطمئنم که آرایش صحنه انتخابات عوض خواهد شد، اما می‌خواهم با فرض بودن این سه نفر، در باره انتخابات مطلبی بنویسم. ابتدا بطور خلاصه مواضعم در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری را که در چندین یادداشت مختلف نوشته‌ام، بصورتی گذرا مرور می‌کنم.

از ابتدا من بدنبال راهی بودم که نه تنها نیروی تحریم‌کنندگان و ترقی‌خواهان هوادار شرکت در انتخابات که حتی بخشی از جناح مقابل را نیز در برگیرد. راهبرد پیشنهادی من، شعار برای "سلامت انتخابات و مبارزه با تقلب" بود (برای بحث مفصل‌تر من در باره نقش انتخابات و بحث شرکت-تحریم اینجا را ببینید). هنوز هم فکر می‌کنم هر قدمی در جهت نزدیک‌تر شدن روند رأی‌گیری در ایران به انتخاباتی دمکراتیک از انتخاب این یا آن کاندیدا مهم‌تر است. از طرفی همواره با به صحنه آمدن خاتمی مخالف بودم و آن را منجر به دو قطبی شدن انتخابات، جلوگیری از واگرایی جناح راست و تمرکز دوباره قدرت می‌دانستم ولی در نهایت گفته بودم که در یک انتخابات دوقطبی بین احمدی‌نژاد و خاتمی، مجبورم که به خاتمی رأی بدهم. به عبارتی در چنان شرایطی حتی اگر پیروزی خاتمی پیروزی و مطلوب من نباشد، قطعاً شکستش، شکست ما خواهد بود.

قبل از ورود به بحث "خاک"، اشاره کنم که من "خاک" را به "خا" ترجیح می‌دهم و اصلا نمی‌فهمم که چرا اصلاح‌طلبان بدنبال وحدت هستند (بودند). آیا کسی می‌تواند یک نفر را نشان دهد که در صورت کاندیدا بودن هر دو نفر،خاتمی و کروبی، به هیچ یک از آن‌دو رأی ندهد اما اگر فقط یک نفر از آنها باشد، به او رأی بدهد؟ بوضوح، بودن هر دو نفر آنها سلایق بیشتری را پوشش می‌دهد و بنابر این رأی ِ مجموع این‌دو از رأی یک نفر آنان بیشتر خواهد بود (البته به شرطی که بر علیه هم تبلیغ و عمل نکنند). اگر تصور کنیم که رئیس‌جمهور فعلی میتواند بیش از نصف آرا را در شرایط "خاک" بدست آورد چرا نتواند آن را در حالات "خا" یا "کا" بدست آورد. دقت کنیم که انتخابات دو مرحله‌ای است و کاهش رأی طرف مقابل به نسبت کل آرا اهمیت دارد و نه رأی مطلق هر نفر. در واقع فکر می‌کنم بازی ظاهراً تک‌روانه کروبی، جلوی اشتباه اساسی مشارکت و مجاهدین‌انقلاب را گرفته است. وجود کروبی شاید منجر به شهامت در بخش‌های ناراضی جناح راست شود که کاندیداهای خود را به میدان بفرستند، کاندیداهایی که اگر خاتمی به تنهایی وارد می‌شد، احتمالاً نمی‌آمدند.

اما در شرایط "خاک"چه کنیم؟ به نظر من باید دو بحث "شرکت یا عدم شرکت" و "خاتمی یا کروبی" را فراموش کرد و به جای آن سؤالات مشخص از کاندیداها کرد و آن ها را مجبور کرد تا در مورد این سؤالات حرف بزنند و اعلام موضع کنند. البته منظورم صرفاً همان سؤالات همیشگی، یعنی سؤالاتی درباره برنامه‌ی اقتصادی، شیوه عمل در مقابل بی قانونی نهادهای انتصابی، سیاست‌خارجی و… نیست (گر چه این سؤالات هم مهم و مطرح کردنشان مفید است). سؤال مشخصی که پرسیدن آن بسیار اهمیت دارد، اینست که «شما در باره تقلب احتمالی در انتخابات "چه" خواهید کرد؟ و از رأی ما "چگونه" محافظت خواهید نمود؟»

مسلماً اگر بعد از انتخابات بتوانند "شکایت نزد خدا برند" و یا از "بد اخلاقی در دوران انتخابات" بگویند، امروز نمی‌توانند چنین جواب‌هایی دهند. فراگیر شدن این سؤالات می‌تواند در کل فضای سیاسی تأثیر بگذارد. توجه کنیم که ورود خاتمی به انتخابات، چه خودش بخواهد و چه نخواهد، فضا را (از نظر سیاسی) رادیکال خواهد کرد. نباید اجازه دهیم که از این آتش فقط دودش به چشم ما برود. باید محمد خاتمی را مجبور کرد که بگوید "جلوی تقلب خواهد ایستاد" و نشان دهد که "چگونه خواهد ایستاد" و اگر نمی‌خواهد مرد این میدان باشد، "کنار بکشد". حال که خاتمی می‌گوید آمده است باید بقول خودش "بازی آن‌ها را بهم بزند".

اگر خاتمی بتواند (و یا درست‌تر بگویم ما بتوانیم او را مجبور کنیم) تا با شعار "مبارزه با تقلب" و "انتخابات سالم" وارد صحنه انتخابات آتی شود، به پیروزی بزرگی دست یافته‌ایم. به نظر من، از آنجا که خاتمی هنوز توان بسیج نیرو دارد و از منظر جهانی نیز تفاوت‌های معنی‌داری با حاکمان فعلی دارد، خطری بلقوه برای حاکمیت محسوب می‌شود. خطری که فردای انتخابات می‌تواند حتی به شورش‌هایی شبیه انقلاب نارنجی اوکراین (که اتفاقاً در حاشیه انتخابات بوجود آمدند) بیانجامد. این پتانسیل محمد خاتمی را قادر می‌سازد تا بتواند از حاکمیت "امتیاز بگیرد". البته باید بگویم که التهاب و شورش انتخاباتی گزینه مطلوب من نیست، اما باید فراموش نکنیم که این ما نیستیم که باید از فضای ملتهب بترسیم و متولی آن کس دیگری (حاکمیت) است. من به عقلانیت حاکمیت (در جهت حفظ موقعیت خودش) باور دارم. وجود خاتمی‌ای با حتی درصدی از احتمال مقاومت در برابر حوادث روز انتخابات، برای حاکمان خطرناک است. با افزایش این خطر باید آن‌ها را به سمت "معامله" فرستاد و همانگونه که قبلاً هم نوشته بودم، هنرمندی سیاسی خاتمی در آن خواهد بود که حاکمیت به معامله "نه خاتمی و نه احمدی‌نژاد" تن دهد.

دیگر یادداشت‌های این وبلاگ در بحث انتخابات

موسوی یا خاتمی؟ - چهارم بهمن 1387

بحثی در انتخابات و تاکتیک اصلاح‌طلبان - چهارم دی 1387

لطفا ً آنها را دوباره متحد نکنید!!! - بیست و هفتم آبان 1387

تقلب و انتخابات آتی - هفتم شهریور 1387

نباید بیاید اما اگر آمد مجبورم به او رأی دهم. - بیست و هشتم مرداد 1387

مطالب مرتبط

با حضور موسوی، آیا خاتمی خواهد ماند؟

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5028

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats