« بازگشت خاتمی- ۶- اصلاح‌طلبی و روشنفکری دینی | صفحه‌ی اصلی | حالا که خاتمی اومده دیگه... »

جمعه ۱۶ اسفند ۸۷::March 6, 2009

اصلاح طلب و محافظه کار و دیگر(ان) هیچ؟

(نقل از سيبستان)
از همین واقعیت ساده که شروع کنیم که در انتخاباتهای چند دوره اخیر ریاست جمهوری در ایران بیش از دو نامزد و گاه تا ده نامزد حضور داشته اند یک سوال را باید پاسخ دهیم: آیا این نامزدها همه در دو دسته اصلاح طلب و محافظه کار تقسیمبندی می شوند؟

فرض کنیم من و شما بگوییم آری همه نامزدها در ایران یا محافظه کارند یا اصلاح طلب. قدم بعدی است که ببینیم چرا بین نامزدهایی که ما اصلاح طلب می خوانیم یا خودشان خود را اصلاح طلب می گویند توافقی وجود ندارد یا نظراتشان گاه بسیار از هم دور است؟ اصلا هنوز در باره تعریف اصلاح طلب هم ما به عنوان ناظران و روزنامه نگاران و رسانه پردازان مشکل داریم و هم آنها به عنوان مرد سیاسی و نطریه پرداز و مبلغ مشکل دارند و توافق عامی وجود ندارد. در اردوی مقابل هم یکدستی دیده نمی شود. قرار بود احمدی نژاد نشانگر اردوی واحد و یکدست شده حاکمیت باشد در مقابل مخالفان اش. اما الان این اردو در بهم ریختگی دست کمی از اردوی اصلاح طلب ندارد. تشتت آرا در همه جا حاکم است چه گروه نزدیک به حاکم یا دور از حاکم! 

زمانی جلایی پور گروههای سیاسی ایران یا جناحهای ایران را به چندین گروه تقسیم کرده بود که البته از آن هم شمار زیادی از اندیشوران سیاسی و صاحبان آرا بیرون می ماندند. سوال من این است: آیا تقسیم بندی سیاسی ایران به محافظه کار و اصلاح طلب جوابگو ست؟ درست است؟ راهبری می کند یا راهزنی می کند؟

حالا یک منظر دیگر ماجرا. به عنوان روزنامه نگاری که در سه دوره اخیر ریاست جمهوری در خارج از ایران فعالبت داشته است می توانم بگویم رسانه های بزرگ بریتانیایی و آمریکایی سهم مهمی در نحوه تقسیمبندی جناحها در ایران داشته اند. آنها ناچار بوده اند تفاوت های رفتار سیاسی در ایران را به نحوی توضیح بدهند و آنها را قابل شناسایی کنند. ناچار باید به هر یک برچسب سیاسی معینی می زده اند. بنابرین بسادگی رفرم خواهان را ترجمه کردند و مقاومت کنندگان در برابر رفرم را هم شناسایی کردند. این را محافظه کار (کانسرواتیو) نامیدند و آن را اصلاح طلب (رفرمیست/دموکرات). اگر اندکی در این تقسیمبندی دقیق شویم می بینیم آنها در واقع شیوه سیاسی آشنای خود را بر نقشه سیاسی ایران منطبق ساخته اند: در هر دو کشور دو جریان اصلی وجود دارد و سیاست و مدیریت در بین انها دست به دست می شود و مطبوعات هم معمولا به این یا آن گرایش دارند. یکی از آنها محافظه کارتر است و دیگری دموکرات تر. به این ترتیب این تقسیمبندی دوگانه بیش از آنکه روشنگر واقعیتی در ایران باشد نشانگر درک غربی از تحولات ایران است. درکی که بارها در برابر رفتارهای خارج از این نقشه گیج شده است و ادعا کرده که سیاست در ایران پیجیده است! نیست. آنها نیاز دارند که دستگاه شناسایی خود را تصحیح کنند. راه شناخت رسانه ای و سیاسی غربی از ایران همه جانبه نیست و ناخودآگاه پیروی از الگوی ملی بریتانیایی- آمریکایی در سیاست است.

برای اینکه این منظر را تکمیل کنم این را هم باید بگویم: اگر مثلا هلندی ها جریان رسانه ای دنیا را در دست داشتند - که ندارند و اصولا از نطر روزنامه نگاری ضعیف اند- نگاه به نقشه سیاسی گروهها و بازیگران سیاست در ایران متفاوت می بود. چرا؟ به این دلیل که هلندی ها وقتی می خواستند فهم خود از سیاست را بر ایران انطباق دهند نتیجه بهتری به دست می آمد چون سیاست در هلندی دوحزبی نیست بلکه چند حزبی و بسیار حزبی است. این درک ولو جامعه ایران را نزدیک به نقشه احزاب هلندی و در چارچوب مشی آنها بازشناسی می کرد باز به واقعیت نزدیک تر بود.

آنچه می خواهم بر آن تاکید کنم این است که در جامعه فعلی ایران نحوه انتخاب ما مثل این است که مجبور باشیم از بین دو دختر عموی زشت مان یکی را انتخاب کنیم! حال آنکه دست کم در همان دور و بر و محله مان ممکن است دخترهای خوبرو و دلبر و با کمالات باشند یا اگر نیستند هم دست کم خود را مجبور به انتخاب از بین دو گروه نبینیم و حس آزادی بیشتری داشته باشیم.

اما پیش از همه به نظرم ما نیاز داریم جامعه سیاسی خودمان را با نگاهی ایرانی و نه آمریکایی-بریتانیایی بازشناسی کنیم. پیشنهاد من این است که دست کم این گروهها را در نظر بگیریم:
- اصلاح طلب با دو گرایش
- محافظه کار با دو گرایش
- ملی-مذهبی ها
- گروههای چپ غیرمذهبی
- گروههای راست مشروطه خواه
 - لیبرال دموکراتهای سکولار

اگر همین نقشه اولیه را هم نگاه کنیم بسادگی اذعان خواهیم کرد که چقدر جامعه بزرگ سیاسی ایران کوچک گرفته شده است. انتخابات واقعی انتخاباتی نیست که در آن نامزد اصلاح طلب رد صلاحیت نشود و بتواند سخنرانی کند و مزاحم اش نشوند و تهدیدش نکنند. انتخابات واقعی انتخاباتی است که در آن نمایندگان همه گروهها و طیف های سیاسی حضور داشته باشند. نمایندگان سیاسی ایران را نمی توان فقط در دو گروه آنهم نیم بند خلاصه کرد و باب سیاست را بست. سیاست واقعی در ایران، و نه سیاست دولت-خواسته، سیاستی متکثر و متنوع است. و گرنه از نظر دولت و رهبری حزب فقط حزب الله است و حزب واحد و مطیع رهبر. اندیشه ای که شاه با حزب رستاخیزش دنبال می کرد یا صدام با حزب واحد بعث اش. اندیشه ای که مرده است اما در کشور ما به طور مصنوعی می خواهد سرپا بماند. دلیل مصنوعی بودن اش هم تنوع واقعا موجود در صحنه سیاسی ایران است. سیاستهایی که بر اساس حذف و نادیده انگاشتن این تنوع اعمال می شوند ناچار تنش زا خواهند بود و هرگز قادر به رسیدن به آن وحدت موهوم نیز نخواهند بود.

مطالب مرتبط

میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی

ییشفرضهایی در باره انتخابات و خاتمی

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5038

نظرها

سلام
جناب جامی عزیز به‌گمانم مشکل ما پیش آن‌که فقر تقسیم‌بندی مطابق با واقع باشد، بی‌حالتی و ژله‌گونگی اقسام است.این البته شاید توضیح مفصلی طلب کند؛ اما مختصرش این که حتی اگر ما مثلا ده قسم گرایش سیاسی برشمریم و در این شمارش هم کاملا تجربی و ناظر به وضع موجود ایران (پیداو پنهان)عمل کنیم، باز هم نتیجه‌ی کارآمد و روشنی به دست نمی‌آوریم. چرا که در جامعه‌ی ما هنوز مفاهیم پایه و بنیادین سیاست اندیشیده و نهادینه نشده است. اصلاح طلبی، محافظه کاری، ملیت گرایی، سکولاریسم، مشروطه باوری و ... در ادبیات سیاسی ایران هنوز روشنی نیافته و اجماع و اتفاق نظری در باب آن حاصل نشده است. این است که آدم های کاملا جورواجور و به معنای تحت اللفظی کلمه "ناجوری" زیر هر یک از این بیرق‌ها سینه می‌زنند. الان دسته بندی های سیاسی بر پایه‌ی رفاقت‌ها و سلام و علیک هاست. مثل عده کشی‌های دوران کودکی: من، من؛ تو،‌تو؛ کشیدم؛ کی رو؟ لابد یادتان هست.
به گمانم پیش از هر چیز باید اندیشه سیاسی جامعه را بسط بدهیم. اصول و فروع هر گرایش نظری را معلوم سازیم. مخرج مشترک آن ها را به دست آوريم. مقوله‌بندی را آغاز کنیم و سلسله‌ی منطقی تقسیمات را از جنس قریب تا جنس بعید پله پله روشن سازیم. ما هنوز در عصر غیاب اندیشه سیاسی هستیم. اندیشمندان سیاسی ما هم اغلب درس‌های علوم سیاسی غربی را پس می‌دهند. و از این آتش البته کاسه ما داغ نمی‌شود. به قول شما تقسیم بندی آمریکایی-بریتانیایی به درد ما نمی‌خورد.
اما بگذرارید یک جمله‌ی ایجابی هم بگویم. خود شما لابد پس از چند دهه عمل و نظر سیاسی درکی از جای خود در تقسیم بندی‌ای که عرضه کرده‌اید دارید. مثلا ملی مذهبی هستید. خب بسم الله شروع کنید مولفه‌های گرایش سیاسی خود را باز تعریف کنید و فهرستی از آن عرضه کنید؛ آن هم نه فهرست دلبخواه. چرا که اگر چه به عدد انفس خلایق راه برای شناخت خدا هست. اما برای تعریف گرایش ملی مذهبی در نیم سده‌ی معاصر ایران نمی‌توان چنین تکثری را پذیرفت. و مثلا گفت هر کسی از ظن خود شد یار بازرگان. ملی-مذهبی ها بگویند در عرصه‌ی سیاست، فرهنگ و اقتصاد به چه اصولی باور دارند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند. ودر ایران ۱۳۸۸ چه راه‌های عملی‌ای برای دستیابی به این اهداف ارائه می‌کنند.
زیاده شد. غرض گشایش باب سخن بود.

آقاي صاحب‌‌خانه وبلاگ نگوييد كه اين وبلاگ خط مشخصي را هدايت نمي‌كند و يا حداقل ندارد كه هم از طرز جواب دادن‌تان به آريا و پويا و بنده مشخص است و هم به طور واضح در مرام‌نامه‌تان آمده است كه :
من از نامزد شدن خاتمی برای انتخابات رياست جمهوری ۸۸ استقبال می‌کنم ...
كسي كه از كانديداتوري خاتمي دفاع مي‌كند اگر اسمش اصلاح‌طلب نيست پس چيست؟! نكند ايشان محافظه‌كار شده‌اند ما خبر نداريم!پس چه اشكالي دارد كه بگوييد طرفدار اصلاح‌طلبان هستيد اين‌كه بنده عرض مي‌كنم خاتمي كاري كرد كه همه را مايوس كرد نگوييد نه! مي‌بينيد كه شما هم ابا داريد كه منويات خود را صادقانه و رك بيان كنيد!
...
و اما اين‌كه مي‌فرماييد مطلب بنده سنخيتي با موضوع اين وبلاگ نداشت كم لطفي مي‌فرماييد اين‌كه خاتمي را از شركت كردن در انتخابات منع كرده‌ام ربطي به موضوع انتخابات ندارد؟! ... عجبا!
ولي موضوع از جاي ديگري آب مي‌خورد كه خودتان هم در مرام‌نامه‌تان گفته‌ايد :
در اين برهه‌ی حساس،‌ مجال ميدان دادن به عاطفه و احساسات شاعرانه نيست!
...
پس شما با شعر مشكل داريد! ... چه مي‌دانم شايد با شعر مخالف نه با شعر موافق!
و اما بحث دموكرات بودن شما كه آن هم باز در مرام‌نامه‌تان (كه الحق بيان‌گر منويات شما به طور كامل و جامع مي‌باشد!) آمده است :
" پيش‌تر هم نوشته‌ام، هرگز اجازه نخواهم داد کسانی که هنری جز تخريب شخصيت، دروغ‌پراکنی، ناسزاگويی و تهتک ندارند، اعتدالی را که در پی آن هستم از ميان ببرند"
... و اين‌كه كي تشخيص مي‌دهد مطالب نويسنده‌گان تخريب شخصيت و يا دروغ‌پراكني و چه چه چه مي‌باشد بماند!

می‌شه آدرس فید را یک جای مشخص قرار دهید؟

سپاس
************************

http://khatami.malakut.org/index.xml

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats