« میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی | صفحه‌ی اصلی | با حضور موسوی، آیا خاتمی خواهد ماند؟ »

چهارشنبه ۲۱ اسفند ۸۷::March 11, 2009

چرا خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم؟

(نقل از بر ساحل سلامت)
خبر بیانیه آمدن میرحسین موسوی چندروزی است که ستاد انتخابات و اخبار حواشی آن را تحت الشعاع قرار داده است. یادم نمی رود روزهای منتهی به دوم خرداد ۷۶ را و تلاش جمعی از منتقدین آن شرایط را به آمدن مردی که تنها آن زمان ۸ سال از دوران رییس دولت بودنش می گذشت. فراموش نمی کنم سالهای منتهی به ۸۴ را و تلاش اصلاح طلبان برای به میدان آمدن یک چهره شاخص اصلاح طلب که بتواند مانع ازخروج قطار اصلاحی به جاده های غیر عقلانی بشود. در هر دوی این زمانها میرحسین موسوی از حضور سرباز زد. در سال ۷۶ با آمدن خاتمی هوای تازه ای به جامعه دمیده شد و در سال ۸۴ ، شد آنچه که نباید.  دوران چهار ساله دولت نهم که منجر به نزدیکی فطار بی دنده و ترمز دولت به سراشیبی سقوط گشته ، باعث شده احساس مسئولیت ها گل کرده و یکی یکی چهره های شاخص وارد گردونه رقابت شوند. چهره هایی که  یک روز باید می آمدند  که  کار به امروز نیانجامد .

میرحسین موسوی مرد هوشیار و هوشمند عرصه جنگ تحمیلی است. کناره جویی از قدرت در این بیست ساله  علیرغم توانایی های فردی، از او انسانی با اخلاق ساخته که به رنگ و بوی سیاست امروزین آغشته نشده است. جدای از نوع قضاوتی که درباره افکار ایشان و احتمالا عملکرد و اطرافیانشان می شود، ایشان را فردی قابل احترام می دانم. شک ندارم که حضور ایشان در هر زمانی خصوصا در فضای فعلی مغتنم است، که اگر نقدی بر میرحسین دوران جنگ و انقلاب می شود، سکوت بیست ساله ایشان و رضایشان بر وارد آمدن اینهمه هجمه بر پیکره کسانی است که زمانی به ایشان نزدیک بودند. میرحسین موسوی هرچقدر دامن از نزدیکی به اطرافیان دیروزش تطهیر کند و هرچه می تواند به عرصه بیاورد تا فاصله خود را از گفتمان اصلاح طلبی شفاف و شفاف تر سازد، باید بداند که یک دولت نیاز به نیرو دارد و با یکی دو فارغ التحصیل انجمنی و چند نیروی خارج از گردونه سیاستِ این سالها توان مهار مشکلات امروزش نیست.

khatami-moosavi

اگر میرحسین موسوی آمده است که بماند باید خوشحال بود، زیرا قرار است صدایی امروز در میان منتقدین به وضع موجود شنیده شود، که حداقل بر اصولگرایی اش شکی نیست و حربه ضد ارزشی یا ضد انقلابی درباره او کارگر نمی شود. میرحسین موسوی که ما می شناسیم به اخلاق و سادگی اش شناخته می شود که این دومی در بیانیه حضورش به تمامی پیداست. می شود باور کرد که این بیانیه  از تمام نمایش های ساده زیستانه رقیبش و رییس دولت فعلی بسیار به واقع نزدیک تر است. اما علیرغم همه اینها به گمانم میرحسین موسوی حال که قدم به عرصه  سیاست گذاشته باید شفافتر از پیش به سوالات زیر پاسخ دهد:

- تاکید ایشان بر دوری گزیدن از اصلاح طلبان به چه معناست و اگر اینچنین است با چه جماعتی قرار است این مجموعه درحال انحراف از مجراهای طبیعی را، می خواهد به مسیر اصلی باز گرداند؟ آیا در تصور ایشان دوستان و رفیقان دیروز و اساتید شورای عالی انقلاب نشین امروز، می توانند همراهان خوبی برای ایشان باشند؟

- آقای موسوی دم از کناره گیری از هر دسته و گروه اصلاح طلب زده است و حتی جمعی چون مجمع روحانیون مبارز را که چون خودش سابقه تایید حضرت امام را دارد و مشهور به تندروی اصلاح طلبانه هم نیست مورد مشورت قرار نداده است. ایشان در جامعه ای که حتی همین نهادهای نیم بندش را نیز مشروع نمی دانند قرار است چگونه کار کنند؟ اگر مخالف پوپولیسم موجود است ، آیا با چنین نگاه توده ای که حتی جدال تبلیغاتی اش را قرار است مستقیم با بقالان و کاسبان سر و سامان دهد، بازهم مروج همان پوپولیسم اما به شکلی دیگر ،  نشده است؟

- آقای موسوی چه چیز امروز را متفاوت از چهار سال پیش دیده است؟ چرا شرایط مشابه دیروز برایشان این تعهد و مسئولیت را نیاورده است؟

- نخست وزیر محترم دوران جنگ چطور پا بر تعهد خویش با یکی از همراهان قدیمیشان نهاده اند؟ تا دیروز همه ما طبق معمول هردوره انتخابات، منتظر شنیدن نامزدی ایشان بودیم و آماده برای هرگونه همکاری با ایشان برای پیروزی. چه شد که علیرغم توافقات پیشین آمدن خاتمی و حتی استقبال گسترده ار ایشان حجت را برای نماندن در صحنه البته در کسوت یک کاندیدا، تمام نکرد؟ بودن و فعالیت موسوی ارزنده و قابل تقدیر است. اما آمدن و رقابت با خاتمی آن هم با این استقبال و فرش قرمز گسترده از سوی همانانی که به اصطلاح برای نقدشان آمده است چرا اتفاق افتاده است؟

- آیا اقای میرحسین موسوی موج گسترده ای که علیرغم تصور ستادها و شخص آقای خاتمی ایجاد شد ه است را مشاهده نکرده اند؟ اگر هدف نجات وضعیت فعلی است حضور خاتمی که ۸ سال مشاور ارشدش بوده می توانست در این راه مفید باشد. اگر هم هدف جا انداختن یک گفتمان است صرف حضورشان در هر عرصه ای و فعالیت و اعلام مواضع ایشان می تواند آن را ساری و جاری گرداند؟

- دو تصور عمومی درباره وضعیت پیش آمده در انتخابات وجود دارد. اولی که امید است که محتمل تر باشد آگاهی خاتمی و میرحسین از وضعیت فعلی و حتی برنامه ای بودن این اتفاقات است. درواقع بسیاری که هنوز حضور همزمان این دو را چندان باور نمی کنند، بیشتر بر برنامه ای بودن این اتفاقات تاکید دارند و آن را در راستای سیاست های یک طیف برای بازی انتخابات می دانند. اما گروهی دیگر حضور میرحسین موسوی را هدیه ای برای محافظه کاران می دانند که در این میان تمام امیدهای بوجود امده را از احتمال رای آوری خاتمی از بین می برد. این عده نقش بازیگردانان بیرونی را جدی می گیرند و متاسفانه خاتمی و میرحسین را تنها بازیگرانی می دانند که اگر اوضاع به این گونه پیش برود تنها فضا را برای آمدن دوباره دولت فعلی آماده کرده اند.

- آقای میرحسین موسوی باید مخاطب خود را معلوم و شفاف کند. پرهیز ازتبلیغ و تصور اینکه ایشان به هیچ سفر استانی نیاز ندارند معنایش این است که ایشان تصوری از جاافتاده بودن سخنانشان دارند. این درحالی است که زبان و کلام ایشان برای نسل جدید که حتی متولدین سالهای جنگ و پس از آن هستند و ۳۵ درصد رای دهندگان را نیز دربر می گیرند شناخته شده نیست. این روزها مفاهیم سخنانشان را نمی فهمم و با هیچ معیار و مفهوم دقیق امروزی از توسعه و پیشرفت منطبق نمی دانم. صرف خلق واژگان جدیدی چون الگوی زیست توحیدی و یا دولت تامین اجتماعی محور نمی تواند مخاطبان ایشان را از عقایدشان آگاه و مطلع گرداند. آقای میرحسین تنها گفته اند چه نمی خواهند باشند. از گفتمان اصلاح طلبانه فاصله گرفته اند. از ذکر واژگانی چون دموکراسی و حقوق بشر پرهیز می کنند، گفتمان امروز حاکمیت را نیز نقد می کنند،  اما آنچه می پذیرند هنوز شفاف نیست.

- جناب میرحسین موسوی تا به امروز می توانستند پشت درهای بسته با اندک دوستان امروزی و دیروزی خود بنشینند و تصمیم بگیرند. اما وقتی وارد گردونه انتخابات می شوند باید که پاسخگو باشند و بتوانند ذهن تشنه و پرسشگر خصوصا نسل جوان را سیراب کنند. خودشان و اطرافیانشان آیا بر این مهم باور دارند؟ یا اینکه بازهم قرار است با دیدارهای نمایشی تنها به جمع آوری عده ای همسو باخودشان بپردازند و از درگرفتن هرگونه بحث و جدلی دوری گزینند؟

و الیته در این انتها نیز روی سخنم با کاندیدای اصلاح طلبان است. آقای خاتمی نباید فراموش کند بعد از یک دوره تحریم بالاخره موج حمایت از ایشان آثارش را نشان می دهد. زمزمه های تحریم دیگر شنیده نمی شود. رجوع به خاتمی آن هم بدون توقعات پیشین ، این روزها صحنه های شیراز، یاسوج و بوشهر را می آفریند. در تمام نظرسنجی ها علیرغم حضور همه کاندیداهایی که نامشان هست به شکل دوقطبی در رقابت با احمدی نژاد قرار می گیرد و هرکسی غیر از ایشان پیروزی احمدی نژاد را به دنبال دارد. البته در بهترین حالت می تواند فضا برای آمدن قالیباف آماد ه شود. یک زمانی به جد مخالف آمدن خاتمی بودم و فکر می کردم باید بتوان نیروی جدید آورد. یک روز از آمدن میرحسین استقبال می کردم، اما امروز بر این باورم که خاتمی باید بماند و به رقابت ادامه دهد که تنها شانس پیروزی اصلاح طلبی است. پاپس کشیدن خاتمی به دلیل حضور میرحسین موسوی نه تنها آنگونه که وی می خواهد نشان از اخلاق مدار بودن ایشان ندارد، بلکه باور تزلزل و ناپایداری ایشان را در بین هوادارانشان قوی می سازد و اینگونه است که خاتمی که با هزینه هشت ساله، سرمایه اجتماعی این کشور شده است بدون داشتن هیچ منفعتی این سرمایه را به باد فنا داده است. خاتمی باید بماند و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم و هنوز معتقدم خاتمی خاطره جمعی نسل ماست.

برخی بازتاب های وبلاگی از حضور آقای میرحسین موسوی

درباره آمدن میرحسین موسوی / محمد علی ابطحی

میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی / مهدی جامی

بازهم بی انضباطی سیاسی / ایمایان

میرحسین کوپن تخریب خود را اعلام کرد / محمد جواد روح

خاتمی یا موسوی؟ انتخاب این نیست / ملکوت

آیا میرحسین راه خود را از خاتمی و اصلاح طلبان جدا کرد؟ / جمهور

میرحسین موسوی بعد از بیست سال آمد / آق بهمن

موسوی می آید، خاتمی چه می کند؟ / آق بهمن

موسوی بسته ای پر از ریسک / اقتصادانه

آقای موسوی! سیاست اخلاقی این بود؟ / ساز مخالف

خاتمی می مونه / آفتاب زیر ابر نمی ماند

خاتمی باید بماند / بلاگنوشت

میر حسین موسوی رییس جمهور کدام رهبری / محکمه

وقتی میرحسین احساس خطرمی کند و می آید / آهستان

مطالب مرتبط

آقای خاتمی با دغدغه، کشور به سامان نمی شود

خاتمی ِ۸۸ با دستانی پر از پاسخ بیاید!

تحریم کنندگان دیروز، استقبال کنندگان از احمدی نژاد ِ امروز

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5050

نظرها

مطلبی با عنوان "با حضور موسوی، آیا خاتمی می‌ماند؟" نوشته‌ام. اگر مطلب را مناسب می‌دانید آن را در خاتمی‌نامه منتشر کنید.
آدرس مطلب در وبلاگ پله‌برقی:
http://bahmanhatefi.blogfa.com/post-82.aspx

بله اين مطلب را در سايت خانم توحيدلو خواندم.تلفيقي از تعقل و احساس.جالب بود.
صحبت درباره ي شرايط جديد زياد است فعلا براي حفظ وحدت بماند تا بعد.
http://dastekhial.blogfa.com/post-111.aspx

جو حاكم بر انتخابات پيش رو با اين صورت مسئله روبروست :خاتمي بماند يا برود . ......

آمدن مير حسين موسوي ، كروبي ، خاتمي نيز شايد يك تاكتيك اصلاح طلبان باشد ، اما در نوستالوژياي مفرط جامعه هيچ گاه اين از اذهان عمومي پاك نخواهد شد كه مير حسين موسوي با نيامدن خود در انتخابات چهارسال پيش و شيخ مهدي كروبي نيز با ورود بي دليل خويش چگونه ضربه مهلكي به سفره و روح جامعه وارد كرده اند

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats