متتی| صفحه‌ی اصلی |محمد علی طائبی

بايگانی مطالب: محمد آقازاده

پنجشنبه ۱ اسفند ۸۷::February 19, 2009

خاتمی روحی عاصی که از عصیان می گریزد ولی دریا را طوفانی می کند

(نقل از وبلاگ محمد آقازاده)
محمد خاتمی آن کانون محوری است که در آن همه تناقض های روح ایرانی به وحدتی شکننده و لرزانی می رسد که امکان کوچکترین تحولی را از فاعلش می رباید.این چهره آشنا که صداقتش غبطه برانگیز و مهربانی اش با جهان بی شائبه است نه بی عملی را بر می تابد و نه کنشی را به فرجام می رساند که هزینه بر باشد.او اهل تامل است و با تردیدهایش می زید.در او مطلق گرایی جایی ندارد ولی در همین جاست که از خود یک مطلق می سازد. روحی عاصی که ازعصیان می گریزد و روحی آرامش طلب که ناخواسته در هر آرامشی تلاطم در می اندازد.

داوری در مورد او با مولفه هایی چون شجاعت و یا هراس پیش از آنکه ناعادلانه باشد خطا درتحلیل است٬او نظام جمهوری اسلامی با همه وجود می طلبد و به آن کاملا وفادار است.من چهارده سال در کیهان خبرنگار بودم و او سرپرست این موسسه بود و بعنوان منتقدهنری و خبرنگار چالشی پس پی گیر با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتم که خاتمی وزیرش بود.در تمام این سالها وفاداری به این انقلاب در او با گوشت و پوست خود احساس کردم همانگونه که تعلق عاطفی و عقلانی اش به آزادی و تساهل را در همه گفتارش در آن سالها می توانستم رد یابی کنم. اما برای او انقلاب و آزادی همپوشانی داشتند و دارند.او معتقد است بدون تساهل و بردباری نمی تواند داوم وقوام نظام را تضمین کرد و اگر در بسط آزادی می کوشد بخاطر جانبداری از جمهوری اسلامی است و بس

تمام مشکلی که خاتمی در طول هشت سال رئیس جمهوری اش با آن روبرو بود یافتن تقاطی بود که تقویت نهادهای مدنی منجر به پایداری نظام جمهوری اسلامی شود٬اما نتوانست این تقاطع را به گونه ای تعریف کند که هم کانون قدرت از آن نهراسد و هم فعالان اصلاح طلب آن را بپذیرند.هر جا که احساس می کرد ایستادگی منجر به ضعف نظام می شود عقب می نشست و از سوی دیگر حاضر نبود به دلیل تعریف روشنفکرانه که از خود دارد وارد چانه زنی های سیاسی و بده و بستانهایی مرسوم بشود که با اصول اخلاقی اش همسازی نداشت و ندارد. هر چند که گاهی سکوت و انفعال در برابر یک رویداد از همین منظر غیر اخلاقی تلقی شود.

اکنون که خاتمی وارد میدان پر بلای انتخابات شده است باید به این پرسش پاسخ دهد چقدر می تواند با ماندگاری در تقاطی که به آن تعلق دارد ضمن حفاظت از نظامی که به آن سخت وفادار است حداقلی از آزادی را تضمین کند و گامهایی جتی کوچک اصلاحات را به پیش ببرد .سکوت در این مورد می تواند زیانهای جبران ناپذیری به هر دو سوی ماجرا یعنی هم به نظام و هم به آزادی بزند. خاتمی را تنها باید از کانونی مورد نقادی قرار داد که جهان را می نگرد و دست به اقدام می زند. اگر این کانون را پذیرفته نشود هر تحلیلی او را در صندلی اتهام می نشاند ولی نمی تواند در تصمیمگیرهایش تاثیر بگذارد .

چهارشنبه ۳۰ بهمن ۸۷::February 18, 2009

خودکشی سیاسی با دو سوت دربازار گرم ستادهای انتخاباتی

(نقل از وبلاگ محمد آقازاده)
سالها پیش همسایه یی داشتم که موتور سوار قابلی بود.من در سن نوجوانی بودم و او در میانه جوانی.شبی دیر از محل کار به خانه می رفتم٬ او را دیدم و سوار موتورش شدم تا زودتر به مقصد برسم. آنچنان ویراژ می داد که همه وجودم تبدیل به اضطراب فعال شد و وقتی از موتورش پیاده شدم مدتی طول کشید که این این اضطراب خلاص شوم. فردا که دیدمش گفتم به جوانی ات رحم کن.همیشه عده ای دورش جمع بودند. شروع کردند به غرولند کردن.تو دل موتوسوری نداری چرا سوارشدی.چشم بسته می تونه تا ته دنیا بره زنده بر گردد. وقتی از این جمع کناره گرفتم عاقله مردی یواشکی به من گفت همین اطرافیان این بدبخت به کشتن می دهند.هنوز از این گفتگو یکسال نگذاشته بود که او در چهار راه چیت سازی تصادف کرد و در جا جان سپرد.نکته جالب آن بود همان عده که هندوانه زیر بغلش پیش از بقیه از بی مبالاتی اش در مراسم تشیع جنازه و ترحیم گلایه می کردند.

این روزها که بازار انتخابات دارد گرم می شود این حادثه پیش از بقیه زمانها در ذهن من جای خود را باز می کند. همین حادثه مرتب تکرار می شود چه در زندگی روزمره و چه در اوج فعالیت سیاسی .برای روشن شدن مسئله به سراغ انتخابات ریاست جمهوری می رویم.بی تردیداطرافیان نامزدهای دورشان را در این روزها می گیرند و با دادن اطلاعات غلط آنچنان توهمی در آنها ایجاد می کنند که در پایان انتخابات همه نامزدها می پندارند که اگر مداخله نیروهای ناشناخته مانع نشود آنها بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهند زد. اگر مشاور امنیی بخواهد تصویری واقعی تر از اوضاع ارائه دهد با دوسوت از صحنه مشورت حذف می شوند. این اطرافیان که در هر حال برنده اند چرا که در دوران انتخابات دستمزدهای خوبی می گیرند و اگر دری به تخته بخورد نامزد مورد نظرشان پیروز میدان شود سمت های باد آورده را درو خواهند کرد همان قدر از راست گویی  بیزارند و می ترسند که دراکولا از صلیب.

این اطرافیان زبل جهت باد را خوب می شناسند و به راحتی رنگ عوض می کنند. از موضعگیری کاملا رادیکال و چگواریی گرفته تا سفارش به همسازی با واقعیتی که در برابر اصلاحات مقاومت جانانه می کند.روزی با کلمات تند و آتشین فردی در قدرت را افشا می کنند و روز بعد کارناوال حمایت از او راه می اندازند.البته اگر دقیق به آنها نگاه کنیم نه گرفتار دو دلی اند و نه تردید. آنها منافع مشخصی دارند که برای رسیدن به آنها بسته به اوضاع و احوال ماسکی را به چهره می زنند و نانش را می خورند. خود آنها هیچگاه ضرر نمی کنند ولی با تدابیر هوشمندانه بسیاری را به خودکشی سیاسی و تبلیغاتی وامی دارند.

صاحب این قلم بر آنست فارغ از گفته هایی که موافقان و مخالفان در مورد این کاندیدا و یا نامزد انتخاباتی بر زبان می رانند و پیش از آنکه حقیقتی را آشکار کنند خاک بر چشمها می پاشند بر اساس شناخته یی که از نزدیک و دور از نامزدهای ریاست جمهوری دارد نشان دهد هر کدام از آنها نماینده کدام بخش از پدیدار شناسی روح جمعی اند و چه قابلیتی دارند و از چه نقصانی رنج می برند ٬بی تردید این ضعف و قدرت از منظرروابط اجتماعی مورد داوری قرار خواهد گرفت و از خصلتی که اختصاصی است و نمادی از بخشی از روح ایرانی نباشد به عمد صرفنظر خواهد شد. اما پیش از ورود به این بازشناسی می توان گفت همه آنها در چند نکته مشترک اند. اول آنکه دور و برشان از منتقد خبری نیست و تنها ستایشگران حق ورود به جرگه آنها را دارند. دوم آنکه آنچه را می گویند که می پندارند رای آور است و اصلا نسبت به آنکه این گفته ها قابلیت اجرا شدن دارند یا نه بی تفاوتند.سوم آنکه بعد از انتخابات حتی اگر شکست بخورند در گامهای بعدی این اطرافیان دروغگو را از گرد خود نمی پراکندند بلکه همچنان به آنها میدان می دهند که پدیدارشناسی روح در تمام ابعادش تشنه ستایش است نه شنیدن حقیقت.    

Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats