بهرنگ تاج‌دين| صفحه‌ی اصلی |بابک داد

بايگانی مطالب: بی‌نام‌ها

جمعه ۲ اسفند ۸۷::February 20, 2009

مساله انتخابات

چرا به احمدی نژاد رای بدهیم:
۱.    شعارهای اقتصادی
۲.    حمایت رهبری و شورای نگهبان
چرا به خاتمی رای بدهیم:
۱.    ارتقای فرهنگ جامعه
۲.    پیشبرد اصلاحات به معنای ارتقای آرمان هایی که سی سال است در عین تزلزل ثابت مانده
چرا اصلاحات شکست خورد؟
به دلیل عدم حمایت سردمداران درجه اول از مبحث اصلاحات، در نتیجه انفعال شخص خاتمی و تمرکز قدرتش بر مباحث فرهنگی
چه کنیم که اصلاحات پیروز شود:
در مقدمه باید ذکر شود که رسانه جاری بحش معدودی از جامعه را می پوشاند. فضای اینترنتی متعلق به اشخاص معدودی است. اما مبحث انتخابات به عموم جامعه تعلق دارد. اکثریت افرادی که در وبلاگ ها و رسانه های اینترنتی مطلب می نویسند افرادی روشن و تحصیلکرده هستند که بسته به درک و شناخت خود از انقلابات و دموکراسی های پیشین و مشاهده روند دموکراسی در کشورهای مدعی مطالب خود را جهت دهی می کنند. مساله اینجاست که اصلاحات شکست خورد به دلیل دگمیت حاکمیت نسبت به آن، و اصول گراها پیروز شدند به دلیل پر کردن خلائی که هشت سال به دولت اصلاحات تحمیل شد. این خلا هم به قشری بیشتر تحمیل شد و می شود.که به این رسانه دسترسی ندارد.
بگذریم.
برای پیشبرد اصلاحات، حاکمیت فعلی موظف به پذیرش آن است. از سویی یکی از موارد مطرح شده در اصلاحات حذف حاکمیت موجود است. این چگونه است؟
شعارهای انتخاباتی هر جامعه ای شعارهای ثابتی است: بهبود وضع معیشتی، روابط حسنه خارجی، آزادی مطبوعات و رسانه ...، حقوق فلان و بهمان. دولت اصلاحات به دلیل مخالفت با حاکمیت توان تثبیت و تعادل خود را پیدا نکرد، و در منتیجه تحقق شعارهای معمول انتخاباتی و وظایف دولت نیز تا حدودی (و البته نه به اندازه دولت نهم!) معطل شد. همین دستاویزی شد برای نشان داده ضعف دولت اصلاحات و پیروزی دولت نهم.
اصلاحات راه زیادی برای رفتن دارد. اگر فرض کنیم موافقان اصلاحات طبقه روشن جامعه هستند که با اموری مثل هوچی گری و بی عدالتی غریبه اند، مخالفان اصلاحات طبقه ای از جامعه هستند که این مسائل خوشبو در کتشان نمی رود!
بهتر است کمی منصفانه به مساله اصلاحات و گذشته و آینده اش بنگریم. قدم اول در پذیرش اصلاحات، محدود کردن توقعات است. برنامه ریزی برای پیشبرد آن با فرض اینکه انقلابی از درون صورت می گیرد که آتشش قرار است دامن حاکمیت فعلی را هم بگیرد.
متاسفانه دست اندر کاران اصلاحات هشت سال زمان خاتمی آنچنان رفتار دور از شانی نشان داده اند که با پاسخ هایی نظیر "لطفا از ما سوال نکنید، تقصیر ما نیست، مشکل از خودتان است" همه را بدبین کرده اند. از طرفی هم پای درد دل آن ها هم که بنشینی به خود می گویی خوب حق داشته اند. بالاخره انسانند و جایز الخطا. بحث بحث توقعات است.
البته دافعه شدید برخی دوستان اصلاح طلب، تهوع عجیبی از شنیدن نام اصلاح طلبی ایجاد کرده و باعث بروز مخالفت های احساسی با روند اصلاحات شده است. بد نیست پیش از هر بازنگری به امر اصلاحات، خود اصلاح طلبان کمی در رفتار خود با جماعتی که سرنوشت خود را به دست آنها سپرده اند بازنگری کنند.
Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats