بهمن هاتفی| صفحه‌ی اصلی |بهرنگ تاج‌دين

بايگانی مطالب: بهمن دارالشفايی

سه شنبه ۲۰ اسفند ۸۷::March 10, 2009

موسوی می‌آید. خاتمی چه می‌کند؟

(نقل از آق بهمن)
این‌طور که معلوم است میرحسین موسوی می‌خواهد بیاید. این‌طور که من شنیده‌ام (و این‌جا هم نوشته) به خاتمی هم پیغام داده که من اصلاح‌طلب نیستم (و البته اصول‌گرا هم نیستم و یک چیزی هستم برای خودم)، بنابراین آمدن من با بودن تو منافاتی ندارد و تو توی رودربایستی من کنار نکش.
خاتمی هم دیشب همه اعضای ستادش را جمع کرده که نظرشان را بپرسد. این‌طور که من از یکی از حاضران در جلسه شنیده‌ام خاتمی برای کنار رفتن دو دلیل می‌آورد. یکی این‌که قبلاً (به هر دلیلی) گفته که یا او خواهد آمد و یا موسوی و این را هم گفته که ترجیح می‌دهد موسوی بیاید. حالا اگر موسوی بیاید و خاتمی کنار نرود، آبروریزی است و می‌گویند از اول هم دنبال قدرت بود و از این بحث‌ها.
استدلال دومش هم این است که اگر موسوی بیاید و من کنار بروم، در هر صورت نهایتاً موسوی احتمالاً به احمدی‌نژاد می‌بازد. آن وقت فقط موسوی باخته.
اما اگر موسوی بیاید و من کنار نروم، کروبی هم کنار نخواهد رفت و نهایتاً هر سه تامان می‌بازیم و آن موقع دیگر موسوی نباخته، «اصلاح‌طلبی» باخته و دیگر نمی‌توانیم از زیر بار این باخت شانه راست کنیم.
قاعدتاً می‌توانید حدس بزنید که بیشتر حضار محالف بوده‌اند و بخصوص بعد از سفر شیراز و بوشهر و یاسوج که استقبال از چیزی که انتظار داشتند خیلی بیشتر بوده می‌گویند شانس بردن خاتمی زیاد است و باید همه انرژی را گذاشت روی منصرف کردن موسوی.

خاتی علاوه بر اشتباه‌های زیادی که در دوره رئیس‌جمهوری‌اش کرده بود، یک اشتباه هم یکی دو ماه پیش کرد و سرنوشتش را گره زد به میرحسین. واقعاً نمی‌دانم استدلالش چه بود؟ شاید آن موقع نمی‌خواسته بیاید و می‌خواسته میرحسین را بنیدازد جلو. نمی‌دانم.
در هر صورت باز هم از ته دل دعا می‌کنم میرحسین نیاید و دیگر وضع را از این که هست بدتر نکند.

امیدوار بودم غارنشینی میرحسین ادامه پیدا کند و لازم نشود بنویسم چرا فکر می‌کنم موسوی با هیچ معیاری کاندیدای ما نیست و به قول احمد زیدآبادی*، سیاست‌های اصلی‌اش تفاوت معنی‌داری با احمدی‌نژاد ندارد، فقط دیوانه‌بازی‌ها و شلوغ‌کاری‌هایش را ندارد. اما ظاهراً دارد می‌شود.
فعلاً که در لندن یک ربع به هفت صبح است. من بروم بخوابم، ان‌شاءالله فردا، یا در واقع همین امروز.

زیدآبادی در این مقاله که دیشب نوشته، می‌گوید:
«... اگر ادامه برنامه هسته‌ای و سیاست منطقه‌ای مبتنی بر نفی موجودیت اسرائیل را در كنار نوعي توجه به اقتصاد ‏خرد و سیاست كنترلی در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی، رئوس برنامه‌های مورد توجه رهبری تلقی كنیم، به ‏نظرم می‌رسد افراد ديگری به جز آقای احمدی‌نژاد نیز حاضرند این برنامه‌ها را با ظرافت بیشتر و حساسیت‏برانگیزی كمتری دنبال كنند. بر این اساس، بر مبنای برخی اظهار نظرهای میرحسین موسوی می‌توان ایشان را همان فرد مورد نظر ‏دانست ...»
البته من با بخش‌هایی از تحلیل زیدآبادی را از جمله آن‌جا که می‌گوید موسوی راحت احمدی‌نژاد را می‌برد یا وقتی می‌گوید کروبی جلوی موسوی نمی‌ایستد چندان قبول ندارم.‏

یکشنبه ۲۷ بهمن ۸۷::February 15, 2009

آیا اساساً کروبی اصلاح‌طلب است؟ جواب من: نه

من تا به حال به کروبی رأی نداده‌ام. در انتخابات مجلس ششم جزو دو سه نفری بود که از لیست جبهه مشارکت خط زدم و دو سه نفر دیگر را اضافه کردم. در انتخابات مجلس هفتم هم اصلاً رأی ندادم. در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری قبل هم که به معین رأی دادم. فکر می‌کنم هیچ وقت هم به او رأی نخواهم داد. راستش من از اول مطمئن بودم خاتمی می‌آید و این احتمال را منتفی می‌دانستم که روزی مجبور شوم بین احمدی‌نژاد و کروبی انتخاب کنم. ولی واقعیتش این است که رأی دادن به هاشمی برایم آسان‌تر بود تا به کروبی.
این را هم بگویم که به نظر من کروبی نه در این انتخابات و نه در هیچ انتخابات دیگری شانس برنده شدن ندارد. آمدنش در این انتخابات هم خطری برای خاتمی نیست، چون به نظر من بیشتر از رأی احمدی‌نژاد کم می‌کند تا خاتمی. به همین دلیل تا به حال درباره‌اش ننوشته بودم. ولی فکر کردم حالا که جماعت زیادی دارند برایشان تبلیغ می‌کنند و می‌خواهند بگویند او هم اصلاح‌طلب است و فرق معناداری با خاتمی ندارد و شاید بهتر هم هست، بگویم من درباره کروبی چه فکر می‌کنم.

جان حرفم اینست که من کروبی را اساساً اصلاح‌طلب نمی‌دانم. من - و خیلی از ما - ایده‌هایی داریم و فکر می‌کنیم اگر مملکت جور دیگری اداره شود و قوانین جور دیگری باشند و روابط قدرت به شکل دیگری، ایران جای بهتری برای زندگی خواهد بود. من - و خیلی از ما - در سال ۷۶ خاتمی را نماینده این طرز فکر دیدیم. طرز فکری که شاید خودمان هم دقیقاً نمی‌دانستیم چیست.
من اساساً کروبی را در این اردوگاه نمی‌دانم. از دید من کروبی یک اصلاح‌طلب نیست. او یکی از سران روحانیون چپ‌گرای دهه ۶۰ است که در دهه هفتاد از قدرت پرت شدند بیرون و حالا می‌خواهد برگردد تو. خیلی هم شجاع و سر و زبان‌دار است. به جنتی نامه می‌نویسد و هر چه از دهانش درمی‌آید به او می‌گوید. اما دعوای کروبی و جنتی ادامه همان دعوای مجمع روحانیون و جامعه روحانیت در دهه ۶۰ است. آن موقع رهبر طرف «یونی‌ها» بود، حالا طرف «یتی‌ها». کروبی به رهبر هم نامه تند و تیز می‌نویسد، باز هم در همان چارچوبی که زواره‌ای در مجلس سوم به رهبر وقت تندی کرد. کروبی «خط امامی» است با همان معنای دهه شصتی‌اش. و البته یک خصوصیت خیلی خوب هم دارد و آن هم این‌که دنیال کار زندانیان را می‌گیرد و برای آزاد شدنشان تلاش می‌کند. این هم بیشتر بخاطر مرامش است، و من ربطی به دیدگاه سیاسی‌اش نمی‌بینم.

اما من خاتمی را مثل کروبی نمی‌بینم. به نظر من خاتمی (و بعضی از خط امامی‌های دهه شصت) تا حدود زیادی نگاهشان به روابط قدرت در جمهوری اسلامی عوض شده. البته این‌طور که می‌بینیم در پیش بردنش اصلاً موفق نبوده‌اند. اما سابقه بیست ساله خاتمی به من می‌گوید آزادی بیان مخالفان، آزادی انتخابات، توسعه پایدار و این‌جور چیزها دغدغه (و شاید اعتقاد)‌ اوست و نه حرفی برای رأی آوردن.
من در کروبی هیچ کدام این‌ها را نمی‌بینم. قربانش بروم مسئولیت اجرایی جز ریاست بنیاد شهید هم نداشته که مدیریتش را بر اساس آن قضاوت کنیم.

یک چیز دیگر. می‌گویند کروبی در سال‌های اخیر حزب زده و مدام در چارچوب حزبش کار کرده. به قول خارجی‌ها کام آن. طرف دور قبل کاندیدای انتخابات شد و در مجمع روحانیونی که سال‌ها دبیرکل آن بود، جز یکی دو نفر ازش حمایت نکردند (فکر کنم آن‌ها بهتر می‌شناختندش). بعد هم قهر کرد و با یکی دو تا از نوچه‌هایش آمد بیرون و «حزب» زد. «حزب»ی که قاعدتاً تا هر وقت زنده باشد و دلش بخواهد، دبیرکلش می‌ماند. «حزب»ی که گنده‌ترین آدم‌هایش منتجب‌نیا و گرامی‌مقدم و حق‌شناس هستند.

و باز هم یک چیز دیگر. کروبی بارها گفته که بقیه را تخریب نکنیم و هر کس کاندیدای خودش را تبلیغ کند. بروید و «تغییر» (سایتی که تعدادی از بچه‌های شهروند امروز برای حمایت از کروبی راه انداخته‌اند) را باز کنید و ببینید چند درصد خبرهایش مستقیم یا غیرمستقیم علیه خاتمی است.

(نقل از آق بهمن)
Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats