سميه توحيدلو| صفحه‌ی اصلی |صنم دولتشاهی

بايگانی مطالب: سالار کاشانی

سه شنبه ۶ اسفند ۸۷::February 24, 2009

کدام ما؟

(نقل از وبلاگ مرثیه سال‌های پاييز)
انتخابات پیش رو در دنیای وب بازتاب بیشتری نسبت به دنیای واقعی داشته است. همه جا بازار گفتگو و اظهار نظر داغ شده و این چیزی است که آدم را به وجد می‌آورد. من مشتاقانه اظهار نظرهای مختلف را دنبال می‌کنم.

من درباره‌ی دو یادداشت نوشته شده درباره‌ی انتخابات پیش رو حرف می‌زنم. اولی نوشته‌ی ابراهیم نبوی است با عنوان «ما بی‌شماریم» و دومی یادداشت امید حسینی به اسم «آقای نبوی! ما هم بی‌شماریم» که در پاسخ به آن اولی نگاشته شده است.

هر دو نویسنده از چیزی به اسم ما حرف می‌زنند. ابراهیم نبوی می‌گوید: «ما می‌خواهیم که احمدی نژاد برود و چنان می‌کنیم که برود و ما می‌خواهیم خاتمی بیاید و چنان می‌کنیم که بیاید».

چند سطر بعد او در توصیف «ما» می‌گوید:

«ما گروهی بیشماریم، ما آن هایی هستیم که اصلاحات را به حکومت تحمیل کردیم، و وقتی تردید کردیم و سست شدیم، دولت و قدرت را از دست مان درآوردند. ما دولت را می‌خواهیم چون دولت حق ملت است و ما ملتیم».

این تعریف نبوی از ملت وحشتناک است و واقعن تفاوتی در اساس با تعریف دشمنان تفکر ایشان ندارد. به هر حال این‌ گروه هر چه هم بی‌شمار، همه را که شامل نمی‌شود. مای مورد نظر در واقع خود نویسنده و اطرافیانش است که به همه‌ی افراد جامعه تعمیم داده می‌شود.

از آن‌سو امید حسینی هم از نبوی می‌پرسد:

«این ما چرا شما را نمی‌شناسد؟ چرا حرف شما را نمی‌فهمد؟ چرا هرگز با شما احساس قرابت نمی‌کند؟ چرا چهار سال پیش روزنامه و شبنامه شما را ندید و نخواند و پاره کرد؟ چرا وقتی همه جا داد زدید که آزادی در خطر است، ما نگران آزادی‌اش نبود؟! تا حالا فکر کردی؟ چرا هیچ جا ما هم‌تیپ، هم‌رده، هم‌کلاس، هم‌طبقه، هم‌فکر، هم‌شکل و هم‌راه «شما» نیست؟ چرا ما، «شما» را در نانوایی نمی‌بیند؟ چرا در خیابان، در کوچه، در بازار، در مسجد «شما» را نمی‌بیند؟»

این جمله‌ها که دیگر شاهکار است. یعنی چه که «چرا ما شما را در نانوایی نمی‌بیند؟» ما کیست؟ مای مورد نظر در واقع خود نویسنده و اطرافیانش است که به همه‌ی افراد جامعه تعمیم داده می‌شود.

واضح است که مدلول دال ما در یادداشت هر دو نویسنده، فقط کسانی هستند که نویسنده با آن‌ها قرابت فکری احساس می‌کند. در این‌جا مغالطه‌ای وجود دارد. ما در این دو نوشته حکایت از جمعی خاص دارد (هرچقدر هم که این جمع بی‌شمار باشد) یعنی به همه‌ی اعضای یک جامعه نمی‌تواند اشاره داشته باشد؛ اما از سوی هر دو نویسنده به همه اطلاق می‌شود.

گزاره‌هایی از این دست که « ما (مردم ایران) طرفدار احمدی‌نژادیم» یا « ما (مردم ایران) خاتمی را می‌خواهیم» جز معنای ظاهری، حاوی معنای مکتومی نیز هستند: این گزاره‌ها نشان می‌دهد ذهنیت هر دو طرف ذهنیتی تمامیت‌خواه و انحصارگر است. چرا که هر دو، آن‌دسته از اعضای جامعه که احمدی‌نژاد (در گزاره‌ی اول) یا خاتمی (در گزاره‌ی دوم) را نمی‌خواهند اصولن از دایره‌ی ما (مردم ایران) کنار می‌گذارند و به حاشیه می‌رانند. این به معنای عدم به رسمیت شناختن حقوق دیگرانی است که از ما نیستند.

حرف زدن از مفاهیمی مثل ما و ملت در حالی که بخواهیم صفات واحدی را به آن‌ها متصف کنیم همیشه متضمن نوعی مغالطه است. ویژگی‌های اعضای یک جامعه (از جمله جامعه‌ی ایران) قابل تقلیل به ویژگی‌های یک فرد یا گروه خاص نیستند. عبارت «مردم این‌گونه می‌خواهند» یا «نظر مردم این است» معمولن از زبان سیاست‌مداران شنیده می‌شود. عمومن معنای مردم در این عبارات برمی‌گردد به مفهوم مدرنِ nation که ما ملت ترجمه‌اش می‌کنیم. ملت بار سیاسی دارد. ملت از آن دسته مفاهیمی است که در دوران ما تبدیل به نوعی «اسطوره» شده است. ملت مفهومی مه‌آلود و تهی از واقعیت است که به ناحق به همگان اطلاق می‌شود و در سایه‌ی آن هرگونه عملی علیه فرد مجاز تلقی می‌شود.

از قضا یکی از مشکلات اساسی حکومت در ایران نیز همین است. حکومت همه را در چهارچوب از پیش تعیین شده‌ی خود از «ملت» طبقه‌بندی می‌کند. آن‌ها که با معیارهای مشخص حکومت از ملت تطبیق نکنند اصولن به رسمیت شناخته نمی‌شوند و به حاشیه می‌رانندشان. به نظر می‌رسد خود آقای نبوی هم از جمله‌ی این حاشیه‌نشین‌ها باشد. اما مسئله واقعن این نیست که آن‌ها که امروز حاشیه‌‌اند تبدیل به متن شوند و خود دیگران را به حاشیه برانند. مسئله این است که حق هر آن که در این بوم می‌زید به رسمیت بشناسیم؛ چه مثل ما فکر کند چه مخالف ما باشد.

Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats