احمد هاشمی| صفحه‌ی اصلی |به دنبال چراغی

بايگانی مطالب: احمد طالبی

چهارشنبه ۳۰ بهمن ۸۷::February 18, 2009

خاتمی، کروبی را کم دارد

(نقل از وبلاگ همين‌جوری)

جایگاه کروبی در انتخابات آینده چیست؟ او به چه میزان و از کدام اردوگاه کسب رای خواهد کرد؟ به سبب پیشینه اصلاح طلبی اش رای خاتمی را خواهد شکست یا با شعارهای اقتصادی و رفتارهای عوام گرایانه اش موجب کاهش آرای احمدی نژاد می شود؟
شاید من زیادی خوشبین هستم اما فکر می کنم کروبی تا پایان راه نمی ماند و به زودی با اعلام حمایت از خاتمی رقابت انتخاباتی را بی خیال خواهد شد. اما این نوشته را با فرض ماندنش در عرصه رقابت می نویسم.

به نظر من هیچ یک از طرفین نباید نگران آرای کروبی باشند. در انتخابات دوقطبی آرا به سمت دو سر طیف متمایل می شود و کروبی کسی نیست که بتواند در منتها الیه طیف بایستد. نه تنها کروبی که بسیاری کسانی که امروز نامشان طرح می شود، همین خاصیت را دارند. تجربه انتخابات ۷۶ و کاندیداتوری ریشهری به ما می گوید که در انتخابات دو قطبی دیگران فقط خودشان را ضایع خواهند کرد و شانسی برای کسب رای ندارند.
کروبی اساسا رای چندانی نمی آورد که بخواهیم محاسبه کنیم از سبد چه کسی کم شده. اما در این میان نکته دیگری وجود دارد و آن تاثیر کروبی به عنوان یک فعال سیاسی است نه کاندیدای انتخاباتی.
خاتمی در جمع حامیانش یک نفر کم دارد. کسی که بتواند در روزهای پرتنش انتخابات و در زمانی که دعواها بالا می گیرد و اتهامها زیاد می شود، جلوی تخریبها بایستد و با قدرت از او دفاع کند. کسی که از دعوا نترسد، به سادگی نشود متهمش کرد، در صورت لزوم بتواند به سادگی به صدر انقلاب و به امام خمینی رفرنس بدهد، عرضه متهم کردن متقابل را داشته باشد و...
در حامیان فعلی خاتمی به نظر نمی رسد کسی چنین توانی داشته باشد. اکثریتشان خود متهم خواهند شد به ضدیت با دین و انقلاب. کسانی چون میرحسین موسوی و موسوی خوینی ها و سید حسن خمینی و... هم یا آنقدر ملاحظه کارند که پا به این میدان نگذارند، یا نجابتشان مانع از دعوا کردن می شود و یا شخصیتا به درد روز دعوا نمی خورند.
خاتمی برای روز دعوا کروبی را کم دارد. کروبی نشان داده که اگر قرار به دعوا کردن باشد نه از سردارها می ترسد، نه ملاحظه ائمه جمعه را می کند، نه از پسر رهبر چشم می پوشد، نه روحانیان بلندپایه نظام را به چشم اغماض نگاه می کند و نه...
به گمان من کروبی در انتخابات رای چندانی نخواهد آورد اما حضور جدی اش در صف حامیان خاتمی او را به سلامت از بزنگاههای انتخابات عبور داده و تاثیر جدی بر افزایش شانس پیروزی اش خواهد گذاشت.

دوشنبه ۲۸ بهمن ۸۷::February 16, 2009

انتخابات دو قطبی؟

(نقل از وبلاگ همين‌جوری)

پیش نوشت اول: این نوشته تاریخ گذشته است، هیچ تاثیری در هیچ جا نخواهد داشت و فقط یک تمرین شخصی است!
پیش نوشت دوم: خاتمی که جای خود دارد، کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات آینده هر کس دیگری هم که باشد، به او رای خواهم داد و برای موفقیتش تلاش خواهم کرد. این را از این باب گفتم که از این نوشته برداشت مخالفت با خاتمی نشود. راستش چند روزی است که که آن را از ترس چنین برداشتی ثبت موقت کرده بودم.

و اما اصل مطلب:
شاید مهمترین چیزی که در آینده نزدیک انتخابات ریاست جمهوری آینده را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد و به صف بندی های آن شکل می دهد، اعلام حضور یا عدم حضور سید محمد خاتمی است. کسی که حتی شایعه کاندیداتوریش آب در لانه رقیبان ریخته و آنها را به واکنش های متعدد از استقبال تا تهدید به رد صلاحیت و ترور واداشته است.
احتمال کاندیداتوری خاتمی اما در میان هوادارانش نیز موضع گیری های متفاوتی را در پی داشته است. برخی تا بدانجا به پیشواز رفته اند که حضور در انتخابات را تنها با او میسر می دانند و برخی نیز وی را توصیه کرده اند تا پای به این رقابت ننهد.
در میان دلایل مجموعه اصلاح طلبان برای آمدن یا نیامدن خاتمی، یک دلیل، مشترک است هر چند با نتیجه گیری متضاد.
در موافقت و مخالفت با حضور خاتمی به دوقطبی شدن انتخابات در صورت حضور وی اشاره می شود. موافقان، این دوقطبی شدن را به سود اصلاح طلبان ارزیابی کرده و معتقدند اتفاق سال ۷۶ مجددا تکرار شده و اصلاح طلبان با بهره گیری از ضعف های احمدی نژاد مجددا به قدرت باز خواهند گشت اما مخالفان با تکیه بر اختلافات درونی محافظه کاران بر این باورند که نباید با ورود به یک انتخابات دوقطبی زمینه همدلی و هم رایی دوباره راستگراها را فراهم آورد.

اگر بخواهم موضع خودم را شفاف کنم باید بگویم که ترجیح می دهم انتخابات دوقطبی نداشته باشیم، هرچند قبول دارم شانس موفقیت اصلاح طلبان در چنین انتخاباتی بیشتر است ولی به گمانم باید به عواقب چنین انتخاباتی هم فکر کرد.
در انتخابات دوقطبی همه چیز تقسیم می شود. مرز ایجاد می شود، گروهی در این سوی مرز قرار می گیرند و گروهی در آن سو و از رقابت این دو گروه است که برنده نهایی مشخص می شود.
سال ۷۶ یکبار چنین انتخاباتی را تجربه کردیم. یک دو قطبی به معنای واقعی. جامعه و نخبگان آن تقسیم شدند به ناطقی ها و خاتمی ها. آن انتخابات را ناطقی ها باختند و خاتمی ها سرمست از اقبال مردمی به پیشروی در ارکان حکومت پرداختند.
ناطقی ها تحقیر شدند. نه تنها حکومتی را که در مشت خود می دیدند از کف دادند، از این پس باید تاوان مخالفتشان با رییس جمهور منتخب را پرداخت میکردند. اصطلاح پیام دوم خرداد فراگیر شده بود و عدم درک آن مدام مثل یک پتک بر سر ناطقی ها فرود می آمد و این چیزی نبود که به سادگی تحمل شود.
انتخابات دو قطبی شبیه جنگ است، مرز دارد و طرفین تلاش می کنند تا یکدیگر را پس بزنند. بازندگان چنین انتخاباتی به سمت نابودی می روند و برای جلوگیری از نابود شدن به هر چیزی تمسک خواهند کرد که اگر نتوانند چنین کنند، دیگر سر بر نخواهند آورد. محافظه کاران نیز نمی خواستند که به این سادگی عرصه را خالی کنند.
انتخابات دوقطبی بازنده را رادیکالتر خواهد کرد و اگر این بازنده همچنان در قدرت باشد خطرناک خواهد شد. شاید پدیده احمدی نژاد بیش از هر چیز محصول شکست ناطق نوری در یک انتخابات دو قطبی باشد. شکستی که منجر به ایجاد یک شبه هویت مقاومت در جناح مقابل شد و با بسیج نیروها و توان لجستیکی خود در سالهای حاکمیت اصلاح طلبان آنقدر بحران آفرینی کرد و از ضعفهای اصلاح طلبان بهره گرفت که خیلی زودتر از حد تصور خاتمی ها را زمینگیر کرده و خود به قوه مجریه بازگشت. پیروزی های اصلاح طلبان در انتخابات ۷۶ و انتخابهای پس از آن آرام آرام تغییراتی را در اردوی رقیب به جای گذاشت. صلاحیت پرچم داری بزرگان قوم راست زیر سوال رفت و علم راستگرایی در دست گروههای تندروتر افتاد.
کسانی که این بار آمدند و بر مسند قدرت نشستند، بسیار تندروتر و بی پرواتر از پیشینیان خود هستند، آنچنان که حتی برخی اصلاح طلبان را به فکر بازگرداندن ناطق نوری و ائتلاف با وی انداخته است.
انتخابات آینده اگر دوقطبی شود، احتمالا شدیدتر از سال ۷۶ خواهد بود. سال ۷۶ اگر رقابت میان دو نفری بود که هنوز می خواستند رییس جمهور شوند، انتخابات آینده رقابت میان کسانی است که رییس جمهور شده اند، کسانی که دیکته های زیادی برای غلط گیری دارند و پرونده های قطوری برای اتهام سازی و برچسب زنی. سال ۷۶ اگر تجربه اول رقابت دوقطبی بود و رسانه های معدود، قدری حجب و حیا داشتند، انتخابات آینده از پس دوازده سال رقابت است و رسانه های نامعدود و نامحدود، آن را به جنگی تمام عیار بدل خواهند ساخت.
درگرفتن رقابت دوقطبی در انتخابات آینده به احتمال زیاد جامعه ما را که هنوز به قدر کفایت تجربه سیاست ورزی ندارد، به دو پاره مجزا از هم بدل خواهد ساخت. دو پاره ای که هر یک هویت خود را به یک کاندیدای انتخاباتی تقلیل داده و تنش های سیاسی را به همه حوزه های زندگی پیش و پس از انتخابات وارد خواهند کرد. در صورت بروز چنین اتفاقی، کشور با بحرانهایی شدیدتر و عمیقتر از دوران دولت اصلاحات مواجه شده و جریان مخالف اصلاحات از این هم که هست رادیکالتر خواهد شد.
انتخابات پیش رو شاید به رنگ انتخابات سال ۷۶ باشد اما باید ترسید از اینکه روزی دیگر برخی اصلاح طلبان برای دفع خطر یک راستگرای جدید به احمدی نژاد پناه ببرند.

پی نوشت: نمی دانم معلوم بود چه می خواهم بگویم یا نه!

Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats